fibrillation

[ایالات متحده]/ˌfɪbəˈleɪʃən/
[بریتانیا]/ˌfaɪbrəˈleɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضربان قلب سریع و نامنظم؛ نوعی انقباض عضلانی

عبارات و ترکیب‌ها

atrial fibrillation

لرزش دهلیزی

ventricular fibrillation

لرزش دهلیزی

fibrillation risk

خطر لرزش

fibrillation episode

حلقه لرزش

fibrillation treatment

درمان لرزش

fibrillation symptoms

علائم لرزش

fibrillation management

مدیریت لرزش

fibrillation detection

تشخیص لرزش

fibrillation prevention

جلوگیری از لرزش

fibrillation diagnosis

تشخیص لرزش

جملات نمونه

the patient was diagnosed with atrial fibrillation.

بیمار به تشخیص ایستادگی دهلیزی مبتلا بود.

fibrillation can lead to serious health complications.

ایستادگی می‌تواند منجر به عوارض جدی سلامتی شود.

doctors often monitor fibrillation during surgery.

پزشکان اغلب ایستادگی را در طول جراحی کنترل می‌کنند.

medication can help control atrial fibrillation.

دارو می‌تواند به کنترل ایستادگی دهلیزی کمک کند.

patients with fibrillation may require a pacemaker.

بیماران مبتلا به ایستادگی ممکن است به یک دستگاه ضربان‌ساز نیاز داشته باشند.

fibrillation can occur in the heart muscle.

ایستادگی می‌تواند در عضله قلب رخ دهد.

regular check-ups are important for those with fibrillation.

معاینات منظم برای کسانی که ایستادگی دارند مهم است.

fibrillation can cause palpitations and dizziness.

ایستادگی می‌تواند باعث تپش قلب و سرگیجه شود.

understanding fibrillation is crucial for effective treatment.

درک ایستادگی برای درمان مؤثر بسیار مهم است.

emergency care may be needed for severe fibrillation.

در صورت بروز ایستادگی شدید، ممکن است نیاز به مراقبت‌های اورژانس باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید