fieldstone

[ایالات متحده]/ˈfiːldstəʊn/
[بریتانیا]/ˈfiːldstoʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.سنگ خشن استفاده شده در ساخت و ساز؛ سنگ استفاده شده در شکل طبیعی خود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fieldstone wall

دیوار سنگی

fieldstone path

مسیر سنگی

fieldstone foundation

پایه‌ی سنگی

fieldstone fireplace

شومینه‌ی سنگی

fieldstone patio

حیاط سنگی

fieldstone steps

پله‌های سنگی

fieldstone garden

باغچه‌ی سنگی

fieldstone arch

طاقچه سنگی

fieldstone bench

نیمکت سنگی

fieldstone column

ستون سنگی

جملات نمونه

they built a sturdy wall using fieldstone.

آنها یک دیوار محکم با استفاده از سنگ‌های میدان ساختند.

the garden was beautifully landscaped with fieldstone paths.

باغ با مسیرهای سنگ‌فرش از سنگ‌های میدان به زیبایی طراحی شده بود.

fieldstone is often used in rustic home designs.

سنگ‌های میدان اغلب در طراحی خانه‌های روستیک استفاده می‌شوند.

we collected fieldstone from the riverbank for our project.

ما سنگ‌های میدان را از کنار رودخانه برای پروژه خود جمع‌آوری کردیم.

fieldstone can add character to any outdoor space.

سنگ‌های میدان می‌توانند شخصیت به هر فضای بیرونی اضافه کنند.

the fireplace was constructed with local fieldstone.

شومینه با سنگ‌های میدان محلی ساخته شده بود.

fieldstone walls can withstand harsh weather conditions.

دیوارهای سنگ‌های میدان می‌توانند در برابر شرایط آب و هوای سخت مقاومت کنند.

they chose fieldstone for its natural appearance.

آنها سنگ‌های میدان را به دلیل ظاهر طبیعی آن انتخاب کردند.

fieldstone patios are popular for their durability.

حیاط‌های سنگ‌فرش از سنگ‌های میدان به دلیل دوامشان محبوب هستند.

the ancient ruins were made of massive fieldstone blocks.

آثار باستانی از بلوک‌های بزرگ سنگ‌های میدان ساخته شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید