pebble

[ایالات متحده]/ˈpebl/
[بریتانیا]/ˈpebl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سنگ کوچک و صاف، به ویژه سنگی که در ساحل یافت می‌شود
vt. پوشاندن یا سنگفرش کردن با قلوه‌سنگ‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

beach pebble

سنگ‌ریزه ساحلی

pebble bed

تخت‌سنگ

جملات نمونه

You aren't the only pebble on the beach.

شما تنها سنگ‌ریزه در ساحل نیستید.

pebbles formed by the deposition of calcium in solution.

سنگریزه های تشکیل شده از رسوب کلسیم در محلول.

a hail of pebbles; a hail of criticism.

باران سنگریزه؛ بارش انتقاد

the pebbled beach, overcast with the shadows of the high cliffs.

ساحل سنگ‌ریزه، پوشیده از سایه‌های صخره‌های بلند.

the wash of waves on the pebbled beach.

آب شدن امواج روی ساحل سنگ‌ریزه.

Incipit of pebble has its particularity.

آغاز سنگ‌ریزه ویژگی خاص خود را دارد.

beach pebbles worn smooth by detrition.

سنگ‌ریزه ساحلی که به دلیل فرسایش صاف شده است.

A pebbling move on a graph G consists of taking two pebbles off from a vertex and placing one pebble on an adjacent vertex.

یک حرکت سنگ‌ریزی در یک گراف G شامل برداشتن دو سنگ‌ریزه از یک راس و قرار دادن یک سنگ‌ریزه روی یک راس مجاور است.

wore the clothes to rags; pebbles worn smooth.

لباس‌ها را به خرده‌پاها رساند؛ سنگ‌ریزه صاف.

The bird mistook the pebble for egg and tried to hatch it.

پرنده سنگ‌ریزه را با تخم اشتباه گرفت و سعی کرد آن را جوجه‌کشی کند.

Which also named for scree, rubbles, cobble, gritstone, tumbled pebble, granite pebble, granite granulate, ball stone, stone material, decoration buliding material.

که همچنین با نام سنگ ریزه، آوار، سنگفرش، گرانیت، سنگ ریزه واژگون شده، سنگ گرانیتی، گرانیت دان، سنگ توپ، مواد سنگی، مواد ساختمانی تزئینی نیز شناخته می شود.

A pebble glanced off the windshield.See Synonyms at brush 1

یک سنگ‌ریزه به شیشه جلو برخورد کرد.برای یافتن مترادف‌ها به برس مراجعه کنید 1

a short, fat man with greasy black hair and thick pebble glasses

مرد کوتاه قد و چاق با موهای سیاه چرب و عینک‌های سنگریشی ضخیم

The bulk of the ruby rubbish on the pebble bubbles when stirred by bulbed rubber club.

اکثر زباله‌های یاقوت کبود روی حباب‌های سنگ‌ریزه، وقتی با چوب لاستیکی غلاف‌دار هم زده می‌شود.

More details should become available on the GTX closer to its Pebble Beach Concours debut in mid-August.

جزئیات بیشتر در مورد GTX در آستانه معرفی آن در Pebble Beach Concours در اواسط آگوست مشخص خواهد شد.

marble; granite; sandstone; limestone; slate; countertop; slab; sink; tile; pebble; kerbstone; cobblestone;

مرمر؛ گرانیت؛ ماسه سنگ؛ سنگ آهک؛ اسلات؛ صفحه روی میز؛ اسلب؛ سینک؛ کاشی؛ سنگریزه؛ سنگ حاشیه؛ سنگفرش

The middle oil-member is characterized by medium-sized sandstone and pebbled sandstone, with fair sorting and subangular sphaericity.Rock types mainly were feldspar debris sandstone.

عضو نفتی میانی با ماسه‌سنگ و ماسه‌سنگ دانه درشت با درجه‌بندی خوب و کروی بودن زیر زاویه‌ای مشخص می‌شود. انواع سنگ‌ها عمدتاً ماسه‌سنگ زباله‌های فلدسپاری بودند.

Four isolate barrier beds occurened usually in boundary surface of each internal architecture unit in channel sandbody, i. e. find bed, muddy pebble bed, plant clasts bed and diagenic bed.

معمولاً چهار بستر سد جداگانه در سطح مرزی هر واحد معماری داخلی در بدنه ماسه‌ای کانال رخ می‌دهد، یعنی. بستر یافت شده، بستر سنگ‌ریزه لجن‌آلود، بستر کلست‌های گیاهی و بستر دیژنس.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید