fifes

[ایالات متحده]/faɪfs/
[بریتانیا]/faɪfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فایف‌های جمع
v. نواختن فایف

عبارات و ترکیب‌ها

fifes and drums

دف و سنج

fifes play music

نی‌‌ها موسیقی می‌نوازند

fifes in parade

نی‌ها در رژه

fifes for celebration

نی‌ها برای جشن

fifes and flags

نی‌ها و پرچم‌ها

fifes during ceremony

نی‌ها در طول مراسم

fifes in band

نی‌ها در گروه موسیقی

fifes of soldiers

نی‌های سربازان

fifes on stage

نی‌ها روی صحنه

fifes for events

نی‌ها برای رویدادها

جملات نمونه

he played the fifes in the marching band.

او فایف‌ها را در گروه مارش نواخت.

the sound of fifes filled the air during the parade.

صدای فایف‌ها در طول رژه هوا را پر کرد.

she learned to play the fifes at a young age.

او در سن جوانی یاد گرفت که فایف‌ها را بنوازد.

fifes are often used in military music.

فایف‌ها اغلب در موسیقی نظامی استفاده می‌شوند.

the fifes accompanied the drums in the performance.

فایف‌ها در اجرا با دف‌ها همراه بودند.

during the festival, they showcased traditional fifes.

در طول جشنواره، آن‌ها فایف‌های سنتی را به نمایش گذاشتند.

fifes can create a lively atmosphere at events.

فایف‌ها می‌توانند فضایی پر جنب و جوش در رویدادها ایجاد کنند.

he enjoys listening to fifes in folk music.

او از گوش دادن به فایف‌ها در موسیقی محلی لذت می‌برد.

fifes were an essential part of the historical reenactment.

فایف‌ها بخش ضروری بازسازی تاریخی بودند.

she joined a group that plays fifes and drums.

او به گروهی که فایف و دف می‌نوازد پیوست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید