fifteens

[ایالات متحده]/ˈfɪftiːnz/
[بریتانیا]/ˈfɪftiːnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع پانزده؛ پانزده ساله
adj. مربوط به عدد پانزده

عبارات و ترکیب‌ها

fifteens and sixteens

پانزده و شانزده

fifteens are fun

پانزده‌ها سرگرم‌کننده هستند

fifteens of players

پانزده بازیکن

fifteens in total

پانزده در مجموع

fifteens on sale

پانزده به فروش می‌رسد

fifteens for kids

پانزده برای کودکان

fifteens of minutes

پانزده دقیقه

fifteens of dollars

پانزده دلار

fifteens in hand

پانزده در دست

fifteens at once

پانزده به یکباره

جملات نمونه

there are fifteen players on the soccer team.

در هر تیم فوتبال، پانزده بازیکن وجود دارد.

she bought fifteen apples from the market.

او پانزده سیب از بازار خرید.

fifteen minutes late is better than not showing up at all.

پانزده دقیقه دیر رسیدن بهتر از اصلاً نرسیدن است.

he scored fifteen points in the basketball game.

او در بازی بسکتبال، پانزده امتیاز کسب کرد.

fifteen students passed the final exam.

پانزده دانشجو در امتحان نهایی قبول شدند.

we need to buy fifteen chairs for the event.

ما برای این رویداد به خرید پانزده صندلی نیاز داریم.

fifteen countries participated in the international conference.

پانزده کشور در کنفرانس بین المللی شرکت کردند.

she has fifteen different recipes for chocolate cake.

او پانزده دستورالعمل مختلف برای کیک شکلاتی دارد.

fifteen years ago, i moved to this city.

پانزده سال پیش به این شهر نقل مکان کردم.

they plan to travel for fifteen days next summer.

آنها قصد دارند تابستان آینده به مدت پانزده روز سفر کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید