financial figurings
محاسبات مالی
budget figurings
محاسبات بودجه
cost figurings
محاسبات هزینه
profit figurings
محاسبات سود
data figurings
محاسبات داده
estimate figurings
محاسبات تخمینی
sales figurings
محاسبات فروش
expense figurings
محاسبات هزینه
statistical figurings
محاسبات آماری
project figurings
محاسبات پروژه
his figurings on the project were quite impressive.
محاسبات او در مورد پروژه بسیار چشمگیر بودند.
she shared her figurings about the budget with the team.
او محاسبات خود در مورد بودجه را با تیم به اشتراک گذاشت.
after several figurings, they found the best solution.
پس از چندین محاسبه، آنها بهترین راه حل را پیدا کردند.
the figurings in the report were not accurate.
محاسبات موجود در گزارش دقیق نبودند.
his figurings indicated a significant increase in sales.
محاسبات او نشان دهنده افزایش قابل توجه در فروش بود.
she was proud of her figurings for the science project.
او به خاطر محاسبات خود برای پروژه علمی به خود افتخار می کرد.
the figurings for the new design took a lot of time.
محاسبات مربوط به طرح جدید زمان زیادی طول کشید.
we need to double-check our figurings before submission.
ما باید قبل از ارسال محاسبات خود را دوباره بررسی کنیم.
his figurings showed a need for more resources.
محاسبات او نشان دهنده نیاز به منابع بیشتر بود.
the figurings were complicated, but we managed.
محاسبات پیچیده بودند، اما ما موفق شدیم.
financial figurings
محاسبات مالی
budget figurings
محاسبات بودجه
cost figurings
محاسبات هزینه
profit figurings
محاسبات سود
data figurings
محاسبات داده
estimate figurings
محاسبات تخمینی
sales figurings
محاسبات فروش
expense figurings
محاسبات هزینه
statistical figurings
محاسبات آماری
project figurings
محاسبات پروژه
his figurings on the project were quite impressive.
محاسبات او در مورد پروژه بسیار چشمگیر بودند.
she shared her figurings about the budget with the team.
او محاسبات خود در مورد بودجه را با تیم به اشتراک گذاشت.
after several figurings, they found the best solution.
پس از چندین محاسبه، آنها بهترین راه حل را پیدا کردند.
the figurings in the report were not accurate.
محاسبات موجود در گزارش دقیق نبودند.
his figurings indicated a significant increase in sales.
محاسبات او نشان دهنده افزایش قابل توجه در فروش بود.
she was proud of her figurings for the science project.
او به خاطر محاسبات خود برای پروژه علمی به خود افتخار می کرد.
the figurings for the new design took a lot of time.
محاسبات مربوط به طرح جدید زمان زیادی طول کشید.
we need to double-check our figurings before submission.
ما باید قبل از ارسال محاسبات خود را دوباره بررسی کنیم.
his figurings showed a need for more resources.
محاسبات او نشان دهنده نیاز به منابع بیشتر بود.
the figurings were complicated, but we managed.
محاسبات پیچیده بودند، اما ما موفق شدیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید