filials

[ایالات متحده]/ˈfɪliəl/
[بریتانیا]/ˈfɪliəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یک پسر یا دختر
adv. به شیوه‌ای که ویژگی یک پسر یا دختر است

عبارات و ترکیب‌ها

filial piety

خانواده‌دوستی

show filial respect

نشان دادن احترام نسبت به فرزندان

filial devotion

عشق خانوادگی

filial obligation

وظیفه خانوادگی

filial love

عشق خانوادگی

filial duty

وظیفه خانوادگی

filial generation

نسل خانوادگی

جملات نمونه

a display of filial affection.

نمایش محبت خانوادگی

So,the brimless white cap has been called "cap for hierurgy" or "white cap of filial piety".

بنابراین، کلاه سفید بدون لبه نام «کلاه مراسم مذهبی» یا «کلاه سپیدی احترام به والدین» نامیده شده است.

Not be a filial piety,or neglected our own talents;not be a layfolk and that cater for anyone else;we have more self-awareness,and more reason.

نباید یک وظیفه خانوادگی باشد یا از استعدادهای خود غافل شویم؛ نباید یک فرد عادی باشیم و برای دیگران تلاش کنیم؛ ما خودآگاهی بیشتری داریم و دلیل بیشتری.

show filial piety towards their parents

احترام به والدین خود نشان دهید.

filial care for elders

مراقبت‌های فرزندانه برای بزرگترها

teach children filial values

ارزش‌های فرزندآوری را به کودکان آموزش دهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید