filiation

[ایالات متحده]/ˌfɪlɪˈeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌfɪlɪˈeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رابطه یک کودک با والدین؛ منشاء یا مشتق چیزی؛ یک شاخه یا نسل؛ تعیین پدری، به ویژه در زمینه‌های قانونی؛ ایجاد یک رابطه، مانند فرزندخواندگی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

legal filiation

قانونی نسب

biological filiation

نسبت بیولوژیکی

filiation rights

حقوق نسب

filiation process

فرآیند نسب

filiation claim

ادعای نسب

filiation law

قانون نسب

filiation status

وضعیت نسب

filiation document

سند نسب

filiation dispute

اختلاف نسب

filiation evidence

اثبات نسب

جملات نمونه

filiation can affect inheritance rights.

وابستگی می‌تواند بر حقوق ارث تأثیر بگذارد.

understanding filiation is important in family law.

درک وابستگی در قانون خانواده مهم است.

filiation establishes the legal relationship between parents and children.

وابستگی رابطه قانونی بین والدین و فرزندان را تعیین می‌کند.

the concept of filiation varies across different cultures.

مفهوم وابستگی در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است.

filiation is often documented in birth certificates.

وابستگی اغلب در گواهی تولد ثبت می‌شود.

legal disputes can arise from unclear filiation.

اختلافات قانونی می‌تواند از وابستگی نامشخص ناشی شود.

filiation can be established through adoption.

وابستگی می‌تواند از طریق فرزندخواندگی تعیین شود.

the law recognizes filiation as a basis for child support.

قانون وابستگی را مبنایی برای حمایت از کودکان به رسمیت می‌شناسد.

filiation is essential for determining parental responsibilities.

وابستگی برای تعیین مسئولیت‌های والدین ضروری است.

in some cases, filiation can be contested in court.

در برخی موارد، وابستگی می‌تواند در دادگاه مورد اختلاف قرار گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید