filicide

[ایالات متحده]/ˈfɪlɪsaɪd/
[بریتانیا]/ˈfɪlɪˌsaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل کشتن فرزند خود; جرم کشتن فرزند خود

عبارات و ترکیب‌ها

filicide cases

موارد قتل فرزند

filicide rates

نرخ قتل فرزند

filicide laws

قوانین قتل فرزند

filicide motives

انگیزه‌های قتل فرزند

filicide prevention

جلوگیری از قتل فرزند

filicide statistics

آمار قتل فرزند

filicide trends

روندهای قتل فرزند

filicide incidents

حوادث قتل فرزند

filicide research

تحقیقات در مورد قتل فرزند

filicide definitions

تعاریف قتل فرزند

جملات نمونه

filicide is a tragic crime that devastates families.

قتل فرزندان یک جنایت فاجعه‌بار است که خانواده‌ها را ویران می‌کند.

many societies struggle with the issue of filicide.

بسیاری از جوامع با مسئله قتل فرزندان دست و پنجه نرم می‌کنند.

understanding the motives behind filicide is complex.

درک انگیزه‌های پشت قتل فرزندان پیچیده است.

filicide cases often highlight mental health issues.

موارد قتل فرزندان اغلب مسائل مربوط به سلامت روان را برجسته می‌کنند.

legal systems vary in how they address filicide.

سیستم‌های قانونی در نحوه برخورد با قتل فرزندان متفاوت هستند.

support systems can help prevent filicide tragedies.

سیستم‌های حمایتی می‌توانند به جلوگیری از تراژدی‌های قتل فرزندان کمک کنند.

filicide is often a result of extreme stress or crisis.

قتل فرزندان اغلب نتیجه استرس یا بحران شدید است.

community awareness can reduce the risk of filicide.

آگاهی جامعه می‌تواند خطر قتل فرزندان را کاهش دهد.

there are many misconceptions surrounding the topic of filicide.

تصورات نادرستی در مورد موضوع قتل فرزندان وجود دارد.

education on parenting can help prevent filicide incidents.

آموزش در مورد فرزندپروری می‌تواند به جلوگیری از حوادث قتل فرزندان کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید