filss

[ایالات متحده]/fɪlz/
[بریتانیا]/fɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پسر؛ سکه در عراق، اردن، کویت و غیره.

عبارات و ترکیب‌ها

fils de famille

خانواده‌پسری

fils unique

تنها پسر

fils de roi

پسر شاه

fils de pute

پسر معتاد

fils d'artiste

پسر هنرمند

fils d'immigré

پسر مهاجر

fils de l'homme

پسر انسان

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید