fincas

[ایالات متحده]/ˈfɪŋkə/
[بریتانیا]/ˈfɪŋkə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مزرعه یا املاک، به ویژه در کشورهای اسپانیایی زبان

عبارات و ترکیب‌ها

finca house

خانه فیinka

finca life

زندگی فیinka

finca retreat

استراحتگاه فیinka

finca stay

اقامت در فیinka

finca tour

تور فیinka

finca experience

تجربه فیinka

finca property

ملکیت فیinka

finca visit

بازدید از فیinka

finca owner

صاحب فیinka

finca animals

حیوانات فیinka

جملات نمونه

the finca is surrounded by beautiful mountains.

کلبه در محاصره کوه‌های زیبا قرار دارد.

we spent the weekend at the finca enjoying nature.

ما آخر هفته را در کلبه گذراندیم و از طبیعت لذت بردیم.

she inherited a finca from her grandparents.

او یک کلبه را از پدربزرگ و مادربزرگش به ارث برد.

the finca produces organic fruits and vegetables.

کلبه میوه و سبزیجات ارگانیک تولید می‌کند.

they plan to renovate the finca next summer.

آنها قصد دارند تابستان آینده کلبه را بازسازی کنند.

visitors can stay overnight at the finca.

بازدیدکنندگان می‌توانند شبانه روزی در کلبه اقامت کنند.

the finca offers stunning views of the landscape.

کلبه مناظر خیره کننده از منظره را ارائه می دهد.

he loves to cultivate flowers at his finca.

او عاشق پرورش گل در کلبه خود است.

the finca is known for its sustainable farming practices.

کلبه به دلیل روش های کشاورزی پایدارش شناخته شده است.

they organized a retreat at the finca for team building.

آنها یک دوره بازگشت به کلبه برای ایجاد تیم برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید