easily findable
به راحتی قابل یافت
quickly findable
سریعاً قابل یافت
readily findable
به آسانی قابل یافت
always findable
همیشه قابل یافت
not findable
غیر قابل یافت
easily findable resources
منابع به راحتی قابل یافت
findable information
اطلاعات قابل یافت
findable content
محتوای قابل یافت
findable data
داده های قابل یافت
findable locations
مکان های قابل یافت
the information should be easily findable online.
اطلاعات باید به راحتی در اینترنت قابل یافتن باشد.
make sure your contact details are findable on your website.
مطمئن شوید اطلاعات تماس شما در وب سایت قابل یافتن است.
we need to make our resources more findable for users.
ما باید منابع خود را برای کاربران قابل دسترستر کنیم.
the documents are not findable in the current system.
این اسناد در سیستم فعلی قابل یافتن نیستند.
he created a database that is highly findable.
او پایگاه دادهای ایجاد کرد که به راحتی قابل یافتن است.
the app should be designed to be findable in app stores.
برنامه باید به گونهای طراحی شود که در فروشگاههای برنامه قابل یافتن باشد.
search engines help make content more findable.
موتورهای جستجو به افزایش قابلیت یافتن محتوا کمک میکنند.
ensure that your online profile is findable by employers.
اطمینان حاصل کنید که پروفایل آنلاین شما برای کارفرمایان قابل یافتن است.
we aim to make our services findable through effective marketing.
هدف ما این است که خدمات خود را از طریق بازاریابی موثر قابل دسترس کنیم.
good organization makes files more findable.
سازماندهی خوب باعث میشود فایلها بیشتر قابل یافتن باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید