firebombs

[ایالات متحده]/ˈfaɪəˌbɒmz/
[بریتانیا]/ˈfaɪərˌbɑːmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بمب‌های آتش‌زا (یک اصطلاح عمومی برای بمب‌های آتش‌زا و ناپالم)
v. حمله کردن با بمب‌های آتش‌زا

عبارات و ترکیب‌ها

firebombs attack

حمله با بمب آتشزا

firebombs dropped

پرتاب بمب آتشزا

firebombs used

استفاده از بمب آتشزا

firebombs deployed

استقرار بمب آتشزا

firebombs launched

اجرای بمب آتشزا

firebombs explosion

انفجار بمب آتشزا

firebombs threat

تهدید بمب آتشزا

firebombs raid

حمله با بمب آتشزا

firebombs warning

هشدار بمب آتشزا

firebombs incident

واقعه بمب آتشزا

جملات نمونه

the military used firebombs during the conflict.

نظامیان در طول درگیری از بمب‌های آتش‌زا استفاده کردند.

firebombs can cause extensive damage to buildings.

بمب‌های آتش‌زا می‌توانند آسیب گسترده‌ای به ساختمان‌ها وارد کنند.

many cities were devastated by firebombs in the war.

بسیاری از شهرها در جنگ ویران شدند.

the use of firebombs is controversial in warfare.

استفاده از بمب‌های آتش‌زا در جنگ بحث‌برانگیز است.

firebombs created firestorms that engulfed entire neighborhoods.

بمب‌های آتش‌زا طوفان‌های آتش‌زا ایجاد کردند که کل محله‌ها را در بر گرفتند.

survivors recounted their experiences with firebombs.

بازماندگان تجربیات خود را با بمب‌های آتش‌زا تعریف کردند.

firebombs were dropped from planes during the raid.

بمب‌های آتش‌زا در جریان حمله از هواپیما رها شدند.

the effects of firebombs were felt for years after the war.

اثرات بمب‌های آتش‌زا سال‌ها پس از جنگ احساس می‌شد.

firebombs are designed to spread fire rapidly.

بمب‌های آتش‌زا برای گسترش سریع آتش طراحی شده‌اند.

the destruction caused by firebombs was unimaginable.

نابودی ناشی از بمب‌های آتش‌زا غیرقابل تصور بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید