firebug

[ایالات متحده]/ˈfaɪəˌbʌg/
[بریتانیا]/ˈfaɪərˌbʌg/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به عمد به اموال آتش می‌زند؛ آتش‌افروز؛ نوعی سوسک که در تاریکی می‌درخشد؛ جیرجیرک

عبارات و ترکیب‌ها

firebug alert

هشدار firebug

firebug tool

ابزار firebug

firebug console

کنسول firebug

firebug extension

افزونه firebug

firebug inspector

بازرس firebug

firebug panel

پنل firebug

firebug debugger

دیباگر firebug

firebug network

شبکه firebug

firebug plugin

ماژول firebug

firebug version

نسخه firebug

جملات نمونه

the firebug is known for its bright colors.

آتش‌افروز به خاطر رنگ‌های روشن خود شناخته می‌شود.

we need to identify the firebug in the garden.

ما باید آتش‌افروز را در باغ شناسایی کنیم.

firebugs can often be found in clusters.

آتش‌افروزها اغلب به صورت خوشه‌ای یافت می‌شوند.

she is fascinated by the life cycle of the firebug.

او مجذوب چرخه زندگی آتش‌افروز است.

the firebug's diet consists mainly of plants.

رژیم غذایی آتش‌افروز عمدتاً از گیاهان تشکیل شده است.

in the summer, the firebug is very active.

در تابستان، آتش‌افروز بسیار فعال است.

firebugs are often seen on warm, sunny days.

آتش‌افروزها اغلب در روزهای گرم و آفتابی دیده می‌شوند.

children enjoy watching the firebug crawl.

بچه‌ها از تماشای خزیدن آتش‌افروز لذت می‌برند.

he took a picture of the firebug on the leaf.

او از آتش‌افروزی که روی برگ بود، عکس گرفت.

firebugs are harmless and pose no threat to humans.

آتش‌افروزها بی‌ضرر هستند و تهدیدی برای انسان‌ها محسوب نمی‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید