firemen

[ایالات متحده]/ˈfaɪəmən/
[بریتانیا]/ˈfaɪərˌmɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که آتش را خاموش می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

firemen rescue

نجات آتش‌نشانان

firemen training

آموزش آتش‌نشانان

firemen duties

وظایف آتش‌نشانان

firemen equipment

تجهیزات آتش‌نشانی

firemen safety

ایمنی آتش‌نشانان

firemen response

پاسخ آتش‌نشانی

firemen uniform

نظم آتش‌نشانی

firemen station

ایستگاه آتش‌نشانی

firemen skills

مهارت‌های آتش‌نشانی

firemen teamwork

همکاری آتش‌نشانان

جملات نمونه

firemen are trained to handle emergencies.

آتش‌نشانان برای مقابله با شرایط اضطراری آموزش دیده‌اند.

firemen work in dangerous conditions.

آتش‌نشانان در شرایط خطرناک کار می‌کنند.

firemen use hoses to extinguish fires.

آتش‌نشانان از شلنگ برای خاموش کردن آتش استفاده می‌کنند.

firemen respond quickly to emergency calls.

آتش‌نشانان به سرعت به تماس‌های اضطراری پاسخ می‌دهند.

firemen wear protective gear for safety.

آتش‌نشانان برای ایمنی از تجهیزات محافظ استفاده می‌کنند.

firemen rescue people from burning buildings.

آتش‌نشانان افراد را از ساختمان‌های در حال سوختن نجات می‌دهند.

firemen conduct fire drills regularly.

آتش‌نشانان به طور منظم تمرینات آتش‌نشانی انجام می‌دهند.

firemen are heroes in our community.

آتش‌نشانان قهرمانان جامعه ما هستند.

firemen educate the public about fire safety.

آتش‌نشانان عموم مردم را در مورد ایمنی آتش آموزش می‌دهند.

firemen collaborate with other emergency services.

آتش‌نشانان با سایر خدمات اضطراری همکاری می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید