fireplug

[ایالات متحده]/ˈfaɪəplʌg/
[بریتانیا]/ˈfaɪərplʌg/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که برای تأمین آب برای خاموش کردن آتش استفاده می‌شود؛ خروجی آب در صورت آتش‌سوزی

عبارات و ترکیب‌ها

fireplug installation

نصب فایربلاگ

fireplug maintenance

نگهداری فایربلاگ

fireplug inspection

بازرسی فایربلاگ

fireplug access

دسترسی به فایربلاگ

fireplug location

محل قرارگیری فایربلاگ

fireplug repair

تعمیرات فایربلاگ

fireplug usage

نحوه استفاده از فایربلاگ

fireplug testing

آزمایش فایربلاگ

fireplug system

سیستم فایربلاگ

fireplug design

طراحی فایربلاگ

جملات نمونه

the fireplug was painted bright red for visibility.

سرپوش آتش‌نشانی به رنگ قرمز روشن برای دید بهتر رنگ‌آمیزی شده بود.

children often play near the fireplug on the street.

کودکان اغلب در خیابان نزدیک به سرپوش آتش‌نشانی بازی می‌کنند.

the fire department inspected the fireplug for any damages.

واحد آتش‌نشانی سرپوش آتش‌نشانی را برای بررسی هرگونه آسیب بررسی کرد.

during the parade, the fireplug served as a landmark.

در طول رژه، سرپوش آتش‌نشانی به عنوان یک نقطه مرجع عمل کرد.

it is important to keep the area around the fireplug clear.

حفظ فضای اطراف سرپوش آتش‌نشانی پاکیزه مهم است.

the city installed new fireplugs in several neighborhoods.

شهر سرپوش‌های آتش‌نشانی جدید را در چندین محله نصب کرد.

firefighters quickly connected hoses to the fireplug.

آتش‌نشانان به سرعت شلنگ‌ها را به سرپوش آتش‌نشانی متصل کردند.

the fireplug was frozen solid during the winter storm.

سرپوش آتش‌نشانی در طول طوفان زمستانی کاملاً یخ زده بود.

local artists painted murals on the fireplug to beautify the area.

هنرمندان محلی نقاشی دیواری روی سرپوش آتش‌نشانی کشیدند تا منطقه را زیبا کنند.

the fireplug is a crucial part of the city's fire safety plan.

سرپوش آتش‌نشانی بخش مهمی از طرح ایمنی آتش‌نشانی شهر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید