firesides

[ایالات متحده]/'faɪəsaɪdz/
[بریتانیا]/'faɪrsaɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع آتش‌نشین، اشاره به منطقه اطراف شومینه

عبارات و ترکیب‌ها

cozy firesides

شومینه های دنج

gathering by firesides

گرد آمدن کنار شومینه

stories by firesides

داستان ها کنار شومینه

warm firesides

شومینه های گرم

firesides chats

گفت و گوهای کنار شومینه

firesides glow

تابش شومینه

enjoying firesides

لذت بردن از شومینه

firesides moments

لحظات کنار شومینه

firesides warmth

گرماي شومینه

relaxing by firesides

استراحت کنار شومینه

جملات نمونه

we gathered around the firesides to share stories.

ما دور آتش جمع شدیم تا داستان‌ها را با هم تقسیم کنیم.

the warmth of the firesides brought us closer together.

گرماي آتش‌ها ما را به هم نزدیک‌تر کرد.

children love to roast marshmallows by the firesides.

بچه ها عاشق برشته کردن marshmallows کنار آتش هستند.

firesides are perfect for cozy winter nights.

آتش‌ها برای شب‌های زمستانی دنج عالی هستند.

we enjoyed hot cocoa by the firesides during our vacation.

ما در طول تعطیلات خود از نوشیدن شکلات داغ کنار آتش لذت بردیم.

firesides create a relaxing atmosphere for conversations.

آتش‌ها فضایی آرامش بخش برای گفتگو ایجاد می‌کنند.

the crackling sounds of the firesides are soothing.

صدای ترک خوردن آتش‌ها آرامش بخش است.

we often have family gatherings around the firesides.

ما اغلب دور آتش دورهمی خانوادگی داریم.

firesides evoke a sense of nostalgia and comfort.

آتش‌ها حس نوستالژی و راحتی را برمی‌انگیزند.

sharing laughter around the firesides is unforgettable.

پاسخ دادن به خنده کنار آتش فراموش نشدنی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید