hearths

[ایالات متحده]/hɑːθs/
[بریتانیا]/hɑrθs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کف یا ناحیه در جلوی شومینه؛ یک شومینه یا ناحیه اطراف آن

عبارات و ترکیب‌ها

warm hearths

شومینه های گرم

family hearths

شومینه های خانوادگی

cozy hearths

شومینه های دنج

hearths glow

شومینه ها می درخشند

hearths of home

شومینه های خانه

hearths and homes

شومینه ها و خانه ها

hearths of warmth

شومینه های گرما

hearths of comfort

شومینه های راحتی

hearths of joy

شومینه های شادی

hearths unite

شومینه ها متحد می شوند

جملات نمونه

they gathered around the hearths to share stories.

آنها دور شومینه‌ها جمع شدند تا داستان‌ها را با هم تقسیم کنند.

the warmth of the hearths made the room cozy.

گرمی شومینه‌ها اتاق را دنج و راحت کرد.

hearths have been a central part of homes for centuries.

شومینه‌ها برای قرن‌ها بخش مهمی از خانه‌ها بوده‌اند.

children often play near the hearths during winter.

کودکان اغلب در زمستان نزدیک شومینه‌ها بازی می‌کنند.

many cultures have unique traditions surrounding hearths.

فرهنگ‌های بسیاری رسوم خاصی در مورد شومینه‌ها دارند.

hearths symbolize warmth and family gatherings.

شومینه‌ها نماد گرما و دورهمی‌های خانوادگی هستند.

she decorated the hearths with seasonal flowers.

او شومینه‌ها را با گل‌های فصلی تزئین کرد.

hearths were essential for cooking in ancient times.

شومینه‌ها در زمان‌های قدیم برای آشپزی ضروری بودند.

they built two hearths for the outdoor cooking area.

آنها دو شومینه برای فضای آشپزی فضای باز ساختند.

the crackling of the fire in the hearths was soothing.

صدای ترکیدن آتش در شومینه‌ها آرامش‌بخش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید