brave firewoman
آتشنشان شجاع
dedicated firewoman
آتشنشان متعهد
female firewoman
آتشنشان زن
experienced firewoman
آتشنشان با تجربه
heroic firewoman
آتشنشان قهرمان
skilled firewoman
آتشنشان ماهر
trained firewoman
آتشنشان آموزش دیده
young firewoman
آتشنشان جوان
local firewoman
آتشنشان محلی
rescue firewoman
آتشنشان نجات
the firewoman bravely entered the burning building.
آتشنشان با شجاعت وارد ساختمان در حال سوختگی شد.
many young girls aspire to become a firewoman.
بسیاری از دختران جوان آرزو دارند آتشنشان شوند.
the firewoman saved a cat from a tree.
آتشنشان گربهای را از روی درخت نجات داد.
training to be a firewoman requires physical strength.
آموزش برای آتشنشان شدن به قدرت بدنی نیاز دارد.
the firewoman wore her uniform with pride.
آتشنشان یونیفرم خود را با افتخار پوشید.
during the drill, the firewoman demonstrated her skills.
در طول تمرین، آتشنشان مهارتهای خود را نشان داد.
the firewoman received an award for her bravery.
آتشنشان به خاطر شجاعت خود جایزه دریافت کرد.
community events often feature talks by a firewoman.
برنامههای محلی اغلب شامل صحبت با یک آتشنشان هستند.
the firewoman helped educate children about fire safety.
آتشنشان به آموزش ایمنی در برابر آتش به کودکان کمک کرد.
being a firewoman is a rewarding but challenging career.
آتشنشان بودن شغلی ارزشمند اما چالشبرانگیز است.
brave firewoman
آتشنشان شجاع
dedicated firewoman
آتشنشان متعهد
female firewoman
آتشنشان زن
experienced firewoman
آتشنشان با تجربه
heroic firewoman
آتشنشان قهرمان
skilled firewoman
آتشنشان ماهر
trained firewoman
آتشنشان آموزش دیده
young firewoman
آتشنشان جوان
local firewoman
آتشنشان محلی
rescue firewoman
آتشنشان نجات
the firewoman bravely entered the burning building.
آتشنشان با شجاعت وارد ساختمان در حال سوختگی شد.
many young girls aspire to become a firewoman.
بسیاری از دختران جوان آرزو دارند آتشنشان شوند.
the firewoman saved a cat from a tree.
آتشنشان گربهای را از روی درخت نجات داد.
training to be a firewoman requires physical strength.
آموزش برای آتشنشان شدن به قدرت بدنی نیاز دارد.
the firewoman wore her uniform with pride.
آتشنشان یونیفرم خود را با افتخار پوشید.
during the drill, the firewoman demonstrated her skills.
در طول تمرین، آتشنشان مهارتهای خود را نشان داد.
the firewoman received an award for her bravery.
آتشنشان به خاطر شجاعت خود جایزه دریافت کرد.
community events often feature talks by a firewoman.
برنامههای محلی اغلب شامل صحبت با یک آتشنشان هستند.
the firewoman helped educate children about fire safety.
آتشنشان به آموزش ایمنی در برابر آتش به کودکان کمک کرد.
being a firewoman is a rewarding but challenging career.
آتشنشان بودن شغلی ارزشمند اما چالشبرانگیز است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید