firstborn

[ایالات متحده]/'fɜːstbɔːn/
[بریتانیا]/'fɝstbɔrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. اول متولد شده، در ابتدا متولد شده، به عنوان فرزند اول متولد شده
n. نوزاد، پسر یا دختر بزرگتر
Word Forms

جملات نمونه

the firstborn child of the queen.

اولین فرزند ملکه

For whom he did foreknow, he also did predestinate to be conformed to the image of his Son , that he might be the firstborn among many sons .

او که از پیش می‌دانست، او را نیز برای هم‌راستا شدن با شباهت پسرش، تقدیر کرد تا او اولین پسر در میان بسیاری از پسران باشد.

The firstborn child often feels pressure to set a good example for their younger siblings.

بزرگترین فرزند اغلب احساس می‌کند که تحت فشار است تا الگوی خوبی برای خواهر و برادران کوچکتر خود باشد.

In many cultures, the firstborn son inherits the family's wealth and responsibilities.

در بسیاری از فرهنگ‌ها، پسر بزرگتر ثروت و مسئولیت‌های خانواده را به ارث می‌برد.

Being the firstborn can come with its own set of challenges and expectations.

بزرگترین بودن می‌تواند مجموعه‌ای از چالش‌ها و انتظارات خاص خود را به همراه داشته باشد.

The firstborn tends to receive more attention and scrutiny from parents compared to their siblings.

بزرگترین فرزند معمولاً توجه و دقت بیشتری را از والدین نسبت به خواهر و برادران خود دریافت می‌کند.

As the firstborn, she felt a sense of responsibility to pave the way for her siblings.

همانطور که بزرگترین بود، احساس مسئولیت کرد تا راه را برای خواهر و برادرانش هموار کند.

The firstborn daughter took on the role of caretaker for her younger siblings.

دختر بزرگتر نقش مراقبت از خواهر و برادران کوچکتر خود را بر عهده گرفت.

The firstborn son was expected to carry on the family name and traditions.

انتظار می‌رفت که پسر بزرگتر نام و سنت‌های خانواده را ادامه دهد.

The firstborn tends to be more independent and mature than their younger siblings.

بزرگترین فرزند معمولاً مستقل‌تر و پخته‌تر از خواهر و برادران کوچکتر خود است.

The firstborn's achievements often set the benchmark for their siblings to follow.

دستاوردهای بزرگترین فرزند اغلب به عنوان یک معیار برای خواهر و برادران دیگر عمل می‌کند.

Growing up as the firstborn can shape a person's leadership skills and sense of responsibility.

بزرگ شدن به عنوان بزرگترین فرزند می‌تواند مهارت‌های رهبری و حس مسئولیت یک فرد را شکل دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید