oldest

[ایالات متحده]/ˈəʊldɪst/
[بریتانیا]/ˈoʊldɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بالاترین درجه قدیمی

عبارات و ترکیب‌ها

oldest tree

قدیمی‌ترین درخت

oldest building

قدیمی‌ترین ساختمان

oldest friend

قدیمی‌ترین دوست

oldest child

قدیمی‌ترین کودک

oldest tradition

قدیمی‌ترین سنت

oldest record

رکورد قدیمی‌ترین

oldest museum

قدیمی‌ترین موزه

oldest story

قدیمی‌ترین داستان

oldest civilization

قدیمی‌ترین تمدن

oldest artifact

قدیمی‌ترین مصنوع

جملات نمونه

the oldest tree in the park stands tall and proud.

قدیمی‌ترین درخت در پارک، بلند و مغرور ایستاده است.

she is the oldest member of our family.

او قدیمی‌ترین عضو خانواده ماست.

this is the oldest book in the library.

این قدیمی‌ترین کتاب در کتابخانه است.

the oldest traditions are often the most valuable.

قدیمی‌ترین سنت‌ها اغلب ارزشمندترین هستند.

he has the oldest car in the neighborhood.

او قدیمی‌ترین ماشین را در محله دارد.

they discovered the oldest fossils in that region.

آنها قدیمی‌ترین فسیل‌ها را در آن منطقه کشف کردند.

the oldest university in the country has a rich history.

قدیمی‌ترین دانشگاه کشور تاریخچه‌ای غنی دارد.

she told us the oldest stories from her childhood.

او داستان‌های قدیمی‌اش را از دوران کودکی‌اش برای ما تعریف کرد.

he is the oldest player on the team.

او قدیمی‌ترین بازیکن تیم است.

the oldest paintings in the museum are priceless.

قدیمی‌ترین نقاشی‌های موزه بی‌ارزش هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید