fishfinger

[ایالات متحده]/ˈfɪʃˌfɪŋɡə/
[بریتانیا]/ˈfɪʃˌfɪŋɡər/

ترجمه

n. فروزن فیشر فینگر؛ فیشر فینگر
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

fishfinger sandwich

ساندویچ فیش فینجر

crispy fishfingers

فیش فینجرهای کرکر

fishfingers and chips

فیش فینجر و چیپس

frozen fishfingers

فیش فینجرهای یخ زده

battered fishfinger

فیش فینجر شکسته

cooked fishfingers

فیش فینجرهای پخته شده

fishfinger dinner

شام فیش فینجر

eating fishfingers

خوردن فیش فینجر

hot fishfingers

فیش فینجرهای گرم

tasty fishfinger

فیش فینجر لذیذ

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید