flagons

[ایالات متحده]/ˈflæɡənz/
[بریتانیا]/ˈflæɡənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ظرف بزرگ برای نوشیدنی، معمولاً با یک دسته و دهانه

عبارات و ترکیب‌ها

filled flagons

ظروف پر

empty flagons

ظروف خالی

ceramic flagons

ظروف سرامیکی

wooden flagons

ظروف چوبی

silver flagons

ظروف نقره‌ای

ancient flagons

ظروف باستانی

decorative flagons

ظروف تزئینی

large flagons

ظروف بزرگ

small flagons

ظروف کوچک

glass flagons

ظروف شیشه‌ای

جملات نمونه

they filled the flagons with wine for the feast.

آنها پیال‌ها را با شراب برای جشن پر کردند.

the flagons were beautifully crafted from clay.

پیال‌ها به زیبایی از خاک رس ساخته شده بودند.

he raised his flagon in a toast to friendship.

او پیاله خود را به نشانه دوستی بالا برد.

the tavern served ale in large flagons.

میخانه آبجو را در پیاله‌های بزرگ سرو می‌کرد.

we bought several flagons for the picnic.

ما چند پیاله برای پیک نیک خریدیم.

after the battle, they celebrated with flagons of mead.

پس از نبرد، آنها با پیاله‌های عسل جشن گرفتند.

she carefully polished the flagons before the ceremony.

او قبل از مراسم پیاله‌ها را با دقت تمیز کرد.

the flagons were lined up on the table, ready for guests.

پیاله‌ها روی میز چیده شده بودند، آماده پذیرایی از مهمانان.

he enjoyed sipping from his flagon while telling stories.

او از نوشیدن از پیاله خود در حالی که داستان تعریف می‌کرد لذت می‌برد.

they exchanged flagons as a sign of goodwill.

آنها به عنوان نشانه حسن نیت پیاله‌ها را با یکدیگر مبادله کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید