bottles

[ایالات متحده]/ˈbɒtlz/
[بریتانیا]/ˈbɑːtlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظروف برای مایعات، معمولاً ساخته شده از شیشه یا پلاستیک؛ مقداری برابر با محتوای یک بطری؛ بطری‌های تغذیه نوزاد؛ بطری‌های الکل

عبارات و ترکیب‌ها

empty bottles

بطری‌های خالی

recycle the bottles

بطری‌ها را بازیافت کنید

thousands of bottles

هزاران بطری

جملات نمونه

she bought two bottles of wine for the dinner party.

او دو بطری شراب برای مهمانی شام خرید.

the store sells different sizes of bottles.

فروشگاه اندازه‌های مختلف بطری را می‌فروشد.

he collected empty bottles for recycling.

او بطری‌های خالی را برای بازیافت جمع‌آوری کرد.

they filled the bottles with fresh water.

آنها بطری‌ها را با آب تازه پر کردند.

the artist painted beautiful designs on the bottles.

هنرمند طرح‌های زیبا روی بطری‌ها نقاشی کرد.

she prefers glass bottles over plastic ones.

او ترجیح می‌دهد بطری‌های شیشه‌ای را نسبت به پلاستیکی.

we need to label the bottles clearly.

ما باید بطری‌ها را به وضوح برچسب‌گذاری کنیم.

he opened a bottle of champagne to celebrate.

او یک بطری شامپاین را برای جشن باز کرد.

the children played with empty plastic bottles.

کودکان با بطری‌های پلاستیکی خالی بازی کردند.

she organized the bottles by color on the shelf.

او بطری‌ها را بر اساس رنگ روی قفسه مرتب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید