flagstone

[ایالات متحده]/ˈflæɡstəʊn/
[بریتانیا]/ˈflæɡstoʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سنگ صاف که برای سنگفرش کردن مسیرها استفاده می‌شود

جملات نمونه

we changed the flagstones for quarry tiles.

ما سنگفرش‌ها را با کاشی‌های سنگی عوض کردیم.

Soon there were also flagstones beneath his shambling feet, uneven, fractured stone that nonetheless caught the light of the lantern-sphere with strange opalescence.

به زودی سنگفرش‌ها نیز زیر پای او که بی‌هدف و نامنظم راه می‌رفت، وجود داشتند، سنگ‌های ناهموار و شکسته که با این حال نور کره فانوس را با درخشندگی عجیب و غریب به خود جذب می‌کردند.

The garden path was paved with flagstones.

مسیر باغ با سنگفرش‌ها سنگ‌فرش شده بود.

The patio was made of flagstone.

فضای بیرونی با سنگفرش ساخته شده بود.

She tripped on a loose flagstone and fell.

او روی یک سنگفرش لق زانو زد و افتاد.

The old house had a beautiful flagstone fireplace.

خانه قدیمی دارای شومینه سنگفرش زیبا بود.

The flagstone pathway led to the front door.

مسیر سنگفرش به درب ورودی منتهی می‌شد.

They decided to use flagstone for the outdoor kitchen floor.

آنها تصمیم گرفتند از سنگفرش برای کف آشپزخانه فضای باز استفاده کنند.

The courtyard was decorated with intricate flagstone patterns.

حیاط با طرح‌های پیچیده سنگفرش تزئین شده بود.

The flagstone steps were slippery after the rain.

پله‌های سنگفرش بعد از باران لغزنده بودند.

The flagstone wall added a rustic charm to the garden.

دیوار سنگفرش جلوه‌ای روستیک به باغ بخشید.

He carefully laid each flagstone to create a smooth surface.

او با دقت هر سنگفرش را قرار داد تا یک سطح صاف ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید