flaking

[ایالات متحده]/ˈfleɪkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfleɪkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکه نازکی که از یک سطح جدا شده است
v. عمل جدا شدن به صورت ورقه ورقه

عبارات و ترکیب‌ها

flaking paint

پوسته‌پسته شدن

flaking skin

پوسته‌پسته شدن پوست

flaking plaster

پوسته‌پسته شدن گچ

flaking nails

پوسته‌پسته شدن ناخن‌ها

flaking chocolate

پوسته‌پسته شدن شکلات

flaking coating

پوسته‌پسته شدن پوشش

flaking wallpaper

پوسته‌پسته شدن کاغذ دیواری

flaking finish

پوسته‌پسته شدن روکش

flaking surface

پوسته‌پسته شدن سطح

flaking dough

پوسته‌پسته شدن خمیر

جملات نمونه

the paint on the wall is flaking off.

رنگ دیوارها در حال پوسته‌پوست شدن است.

she noticed the skin on her hands was flaking.

او متوجه شد که پوست دست‌هایش در حال پوسته‌پوست شدن است.

the old tiles are flaking and need to be replaced.

کاشی‌های قدیمی در حال پوسته‌پوست شدن هستند و نیاز به تعویض دارند.

flaking paint can be a sign of moisture damage.

پوسته‌پوست شدن رنگ می‌تواند نشانه‌ای از آسیب ناشی از رطوبت باشد.

he found flaking chocolate on the dessert.

او شکلات پوسته‌پ پوسته‌شده‌ای روی دسر پیدا کرد.

the tree's bark was flaking away.

پوست درخت در حال پوسته‌پوست شدن بود.

flaking skin can be uncomfortable and itchy.

پوسته‌پوست شدن پوست می‌تواند ناراحت‌کننده و خارش‌دار باشد.

after the winter, the paint on the porch was flaking.

بعد از زمستان، رنگ روی ایوان در حال پوسته‌پوست شدن بود.

he applied lotion to prevent flaking skin.

او لوسیون زد تا از پوسته‌پوست شدن پوست جلوگیری کند.

the flaking plaster revealed the brick underneath.

خاک گچ پوسته‌پ پوسته‌شده نمای آجرهای زیرین را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید