flamingo

[ایالات متحده]/flə'mɪŋgəʊ/
[بریتانیا]/fləˈmɪŋɡo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرنده آبی با گردن بلند و رنگ صورتی، که اغلب در مناطق باتلاقی در نواحی گرمسیری و نیمه گرمسیری زندگی می‌کند.
Word Forms
جمعflamingos

جملات نمونه

flamingos lay only one egg.

شیرجه‌زن‌ها فقط یک تخم می‌گذارند.

This is the only species of flamingo in the region, easily recognized by its pink plumage.

این تنها گونه فلامینگو در این منطقه است که به راحتی با پرهای صورتی خود قابل تشخیص است.

The elegant flamingo gracefully stood in the shallow water.

فلامینگو با وقار در آب کم‌عمق به طور مؤدبانه ایستاده بود.

The flamingo's vibrant pink feathers stood out against the green backdrop.

پرهای صورتی زنده فلامینگو در برابر پس‌زمینه سبز خودنمایی می‌کرد.

Tourists flocked to see the flamingos in their natural habitat.

گردشگران برای دیدن فلامینگوها در زیستگاه طبیعی خود هجوم آوردند.

The zoo created a special enclosure for the flamingos.

باغ وحش یک محوطه ویژه برای فلامینگوها ایجاد کرد.

Children were excited to see the flamingo chicks hatch from their eggs.

کودکان از دیدن جوجه‌های فلامینگو که از تخم بیرون می‌آمدند هیجان‌زده بودند.

The flamingo gracefully dipped its beak into the water to catch fish.

فلامینگو به طور مؤدبانه منقار خود را در آب فرو برد تا ماهی بگیرد.

The wildlife sanctuary provided a safe haven for injured flamingos.

جاذبه حیات وحش یک پناهگاه امن برای فلامینگوهای زخمی فراهم کرد.

The flamingo's long legs help it wade through the water easily.

پاهای بلند فلامینگو به آن کمک می‌کند تا به راحتی در آب راه برود.

Photographers captured stunning images of the flamingos in flight.

عکاسان تصاویر خیره‌کننده ای از فلامینگوها در حال پرواز گرفتند.

The flamingo's distinctive curved beak is adapted for filter-feeding.

منقار منحنی و مشخص فلامینگو برای تغذیه با فیلتر سازگار شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید