she poured two flaskfuls of hot coffee into the thermos.
او دو لیترباری از قهوه گرم را به ترموس ریخت.
the chemist measured three flaskfuls of the solution.
شیمیست سه لیترباری از محلول را اندازه گیری کرد.
we need several flaskfuls of fresh water for the experiment.
ما برای آزمایش چند لیترباری از آب تازه نیاز داریم.
he brought flaskfuls of lemonade to the picnic.
او لیترباری از نمک دار گوجه فرنگی را به پیکنیک برد.
the bartender prepared flaskfuls of cocktail for the party.
باردار لیترباری از کوکتل را برای جشن تهیه کرد.
scientists collected flaskfuls of seawater for analysis.
دانشمندان لیترباری از آب دریا را برای تحلیل جمع آوری کردند.
she stored flaskfuls of herbal tea in the refrigerator.
او لیترباری از چای عطردار را در یخچال نگهداری کرد.
the lab assistant carefully labeled each flaskfuls of chemicals.
کمک آزمایشگاه لیترباری از مواد شیمیایی را به دقت برچسب گذاری کرد.
they drank flaskfuls of cold milk on the hot day.
آنها در یک روز گرم لیترباری از شیر سرد را نوشیدند.
the doctor prescribed flaskfuls of medicine to the patient.
پزشک لیترباری از دارو را به بیمار تجویز کرد.
travelers carried flaskfuls of water through the desert.
مسافران لیترباری از آب را از طریق صحرا حمل کردند.
she poured two flaskfuls of hot coffee into the thermos.
او دو لیترباری از قهوه گرم را به ترموس ریخت.
the chemist measured three flaskfuls of the solution.
شیمیست سه لیترباری از محلول را اندازه گیری کرد.
we need several flaskfuls of fresh water for the experiment.
ما برای آزمایش چند لیترباری از آب تازه نیاز داریم.
he brought flaskfuls of lemonade to the picnic.
او لیترباری از نمک دار گوجه فرنگی را به پیکنیک برد.
the bartender prepared flaskfuls of cocktail for the party.
باردار لیترباری از کوکتل را برای جشن تهیه کرد.
scientists collected flaskfuls of seawater for analysis.
دانشمندان لیترباری از آب دریا را برای تحلیل جمع آوری کردند.
she stored flaskfuls of herbal tea in the refrigerator.
او لیترباری از چای عطردار را در یخچال نگهداری کرد.
the lab assistant carefully labeled each flaskfuls of chemicals.
کمک آزمایشگاه لیترباری از مواد شیمیایی را به دقت برچسب گذاری کرد.
they drank flaskfuls of cold milk on the hot day.
آنها در یک روز گرم لیترباری از شیر سرد را نوشیدند.
the doctor prescribed flaskfuls of medicine to the patient.
پزشک لیترباری از دارو را به بیمار تجویز کرد.
travelers carried flaskfuls of water through the desert.
مسافران لیترباری از آب را از طریق صحرا حمل کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید