flasks

[ایالات متحده]/flɑːsks/
[بریتانیا]/flæsks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بطری‌ها، معمولاً با گردن بلند؛ یک ظرف، معمولاً با گردن باریک، که برای نگهداری مایعات استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

glass flasks

بطری‌های شیشه‌ای

thermos flasks

بطری‌های ترمس

laboratory flasks

بطری‌های آزمایشگاهی

vacuum flasks

بطری‌های خلاء

plastic flasks

بطری‌های پلاستیکی

sample flasks

بطری‌های نمونه

graduated flasks

بطری‌های مدرج

small flasks

بطری‌های کوچک

large flasks

بطری‌های بزرگ

empty flasks

بطری‌های خالی

جملات نمونه

scientists often use flasks in their experiments.

دانشمندان اغلب از بالن‌ها در آزمایش‌های خود استفاده می‌کنند.

make sure to clean the flasks after each use.

حتماً پس از هر بار استفاده، بالن‌ها را تمیز کنید.

the laboratory was filled with various sizes of flasks.

آزمایشگاه با بالن‌های با اندازه‌های مختلف پر شده بود.

she carefully poured the solution into the flasks.

او با دقت محلول را در بالن‌ها ریخت.

flasks can be made of glass or plastic.

بالن‌ها می‌توانند از جنس شیشه یا پلاستیک باشند.

they labeled the flasks to avoid any confusion.

آنها برای جلوگیری از هرگونه سردرگمی، بالن‌ها را برچسب‌گذاری کردند.

flasks are essential tools in chemistry labs.

بالن‌ها ابزارهای ضروری در آزمایشگاه‌های شیمی هستند.

he filled the flasks with different colored liquids.

او بالن‌ها را با مایعات رنگی مختلف پر کرد.

flasks should be handled with care to prevent breakage.

برای جلوگیری از شکستن، باید با احتیاط با بالن‌ها برخورد کرد.

she organized the flasks on the shelf by size.

او بالن‌ها را بر اساس اندازه روی قفسه مرتب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید