flatboat

[ایالات متحده]/ˈflætˌboʊt/
[بریتانیا]/ˈflætˌboʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی قایق با کف صاف، طراحی شده برای آب‌های کم‌عمق؛ قایق با کف صاف که برای حمل کالا در رودخانه‌ها استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

flatboat ride

سفر با قایق تخت

flatboat journey

سفر با قایق تخت

flatboat trade

معامله قایق تخت

flatboat construction

ساختمان قایق تخت

flatboat captain

کاپیتان قایق تخت

flatboat cargo

بار قایق تخت

flatboat design

طراحی قایق تخت

flatboat fishing

ماهیتوایی با قایق تخت

flatboat adventure

ماجراجویی با قایق تخت

flatboat festival

جشنواره قایق تخت

جملات نمونه

the flatboat floated down the river.

قایق باری در رودخانه شناور بود.

they used a flatboat to transport goods.

آنها از یک قایق باری برای حمل کالاها استفاده می کردند.

flatboats were common in the 19th century.

قایق باری در قرن نوزدهم رایج بود.

the crew navigated the flatboat carefully.

خدمه با دقت قایق باری را هدایت می کردند.

flatboats are ideal for shallow waters.

قایق باری برای آب های کم عمق ایده آل است.

they built a flatboat from timber.

آنها یک قایق باری از چوب ساختند.

fishing from a flatboat can be relaxing.

ماهیتراشی از قایق باری می تواند آرامش بخش باشد.

he learned to steer the flatboat with ease.

او یاد گرفت که به راحتی قایق باری را هدایت کند.

the flatboat was loaded with supplies.

قایق باری با لوازم پر شده بود.

they traveled many miles on the flatboat.

آنها با قایق باری مسافت زیادی را طی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید