| جمع | flatirons |
flatiron building
ساختمان فلتآیرن
flatiron steak
استیک فلتآیرن
flatiron district
منطقه فلتآیرن
flatiron hat
کلاه فلتآیرن
flatiron model
مدل فلتآیرن
flatiron press
پرس فلتآیرن
flatiron style
سبک فلتآیرن
flatiron shape
شکل فلتآیرن
flatiron tool
ابزار فلتآیرن
flatiron design
طراحی فلتآیرن
i bought a new flatiron for my hair.
من یک اتوی موی جدید برای موهایم خریدم.
the flatiron is perfect for straightening my curls.
اتوی مو برای صاف کردن فرهایم عالی است.
she used a flatiron to create beautiful waves.
او از اتوی مو برای ایجاد امواج زیبا استفاده کرد.
make sure to adjust the temperature on the flatiron.
مطمئن شوید دمای اتوی مو را تنظیم کنید.
the flatiron heats up quickly, saving me time.
اتوی مو به سرعت گرم می شود و در وقت من صرفه جویی می کند.
using a flatiron can help achieve a sleek look.
استفاده از اتوی مو می تواند به دستیابی به ظاهری صاف کمک کند.
she always carries her flatiron when traveling.
او همیشه اتوی مویش را هنگام سفر همراه خود دارد.
he accidentally burned himself with the flatiron.
او به طور تصادفی با اتوی مو خود را سوزاند.
flatirons come in various sizes and styles.
اتوی موها در اندازه ها و طرح های مختلف عرضه می شوند.
she demonstrated how to use a flatiron effectively.
او نحوه استفاده موثر از اتوی مو را نشان داد.
flatiron building
ساختمان فلتآیرن
flatiron steak
استیک فلتآیرن
flatiron district
منطقه فلتآیرن
flatiron hat
کلاه فلتآیرن
flatiron model
مدل فلتآیرن
flatiron press
پرس فلتآیرن
flatiron style
سبک فلتآیرن
flatiron shape
شکل فلتآیرن
flatiron tool
ابزار فلتآیرن
flatiron design
طراحی فلتآیرن
i bought a new flatiron for my hair.
من یک اتوی موی جدید برای موهایم خریدم.
the flatiron is perfect for straightening my curls.
اتوی مو برای صاف کردن فرهایم عالی است.
she used a flatiron to create beautiful waves.
او از اتوی مو برای ایجاد امواج زیبا استفاده کرد.
make sure to adjust the temperature on the flatiron.
مطمئن شوید دمای اتوی مو را تنظیم کنید.
the flatiron heats up quickly, saving me time.
اتوی مو به سرعت گرم می شود و در وقت من صرفه جویی می کند.
using a flatiron can help achieve a sleek look.
استفاده از اتوی مو می تواند به دستیابی به ظاهری صاف کمک کند.
she always carries her flatiron when traveling.
او همیشه اتوی مویش را هنگام سفر همراه خود دارد.
he accidentally burned himself with the flatiron.
او به طور تصادفی با اتوی مو خود را سوزاند.
flatirons come in various sizes and styles.
اتوی موها در اندازه ها و طرح های مختلف عرضه می شوند.
she demonstrated how to use a flatiron effectively.
او نحوه استفاده موثر از اتوی مو را نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید