flatiron

[ایالات متحده]/ˈflæt.aɪ.ən/
[بریتانیا]/ˈflætˌaɪ.ɚn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک آهن سنگین که برای اتو کردن لباس‌ها استفاده می‌شود
Word Forms
جمعflatirons

عبارات و ترکیب‌ها

flatiron building

ساختمان فلت‌آیرن

flatiron steak

استیک فلت‌آیرن

flatiron district

منطقه فلت‌آیرن

flatiron hat

کلاه فلت‌آیرن

flatiron model

مدل فلت‌آیرن

flatiron press

پرس فلت‌آیرن

flatiron style

سبک فلت‌آیرن

flatiron shape

شکل فلت‌آیرن

flatiron tool

ابزار فلت‌آیرن

flatiron design

طراحی فلت‌آیرن

جملات نمونه

i bought a new flatiron for my hair.

من یک اتوی موی جدید برای موهایم خریدم.

the flatiron is perfect for straightening my curls.

اتوی مو برای صاف کردن فرهایم عالی است.

she used a flatiron to create beautiful waves.

او از اتوی مو برای ایجاد امواج زیبا استفاده کرد.

make sure to adjust the temperature on the flatiron.

مطمئن شوید دمای اتوی مو را تنظیم کنید.

the flatiron heats up quickly, saving me time.

اتوی مو به سرعت گرم می شود و در وقت من صرفه جویی می کند.

using a flatiron can help achieve a sleek look.

استفاده از اتوی مو می تواند به دستیابی به ظاهری صاف کمک کند.

she always carries her flatiron when traveling.

او همیشه اتوی مویش را هنگام سفر همراه خود دارد.

he accidentally burned himself with the flatiron.

او به طور تصادفی با اتوی مو خود را سوزاند.

flatirons come in various sizes and styles.

اتوی موها در اندازه ها و طرح های مختلف عرضه می شوند.

she demonstrated how to use a flatiron effectively.

او نحوه استفاده موثر از اتوی مو را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید