flatlander

[ایالات متحده]/ˈflætˌlændər/
[بریتانیا]/ˈflætˌlændər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساکن یک منطقه مسطح یا کم‌ارتفاع

عبارات و ترکیب‌ها

flatlander view

دیدگاه فلات‌لندری

flatlander culture

فرهنگ فلات‌لندری

flatlander life

زندگی فلات‌لندری

flatlander humor

طنز فلات‌لندری

flatlander perspective

دیدگاه فلات‌لندری

flatlander territory

سرزمین فلات‌لندری

flatlander community

جامعه فلات‌لندری

flatlander lifestyle

سبک زندگی فلات‌لندری

flatlander identity

هویت فلات‌لندری

flatlander challenges

چالش‌های فلات‌لندری

جملات نمونه

the flatlander struggled to adjust to the mountain altitude.

فرد هموار زمین برای سازگاری با ارتفاعات کوهستان تلاش کرد.

as a flatlander, he found the local customs quite different.

همانطور که یک فرد هموار زمین بود، رسوم محلی را بسیار متفاوت یافت.

the flatlander was amazed by the breathtaking views.

فرد هموار زمین تحت تأثیر مناظر خیره کننده قرار گرفت.

many flatlanders visit the mountains for skiing.

بسیاری از افراد هموار زمین برای اسکی به کوهستان سفر می کنند.

flatlanders often have a hard time with the terrain.

افراد هموار زمین اغلب در مقابله با زمین مشکل دارند.

she felt like a flatlander in the bustling city.

او در شهر شلوغ مانند یک فرد هموار زمین احساس می کرد.

flatlanders tend to underestimate mountain weather.

افراد هموار زمین معمولاً هواشناسی کوهستانی را دست کم می گیرند.

the flatlander learned to appreciate the local wildlife.

فرد هموار زمین یاد گرفت که حیات وحش محلی را ارزیابی کند.

being a flatlander, he found hiking quite challenging.

همانطور که یک فرد هموار زمین بود، پیاده روی را بسیار چالش برانگیز یافت.

flatlanders often bring their own food when camping.

افراد هموار زمین اغلب غذاهای خود را هنگام کمپینگ با خود می آورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید