flatlander view
دیدگاه فلاتلندری
flatlander culture
فرهنگ فلاتلندری
flatlander life
زندگی فلاتلندری
flatlander humor
طنز فلاتلندری
flatlander perspective
دیدگاه فلاتلندری
flatlander territory
سرزمین فلاتلندری
flatlander community
جامعه فلاتلندری
flatlander lifestyle
سبک زندگی فلاتلندری
flatlander identity
هویت فلاتلندری
flatlander challenges
چالشهای فلاتلندری
the flatlander struggled to adjust to the mountain altitude.
فرد هموار زمین برای سازگاری با ارتفاعات کوهستان تلاش کرد.
as a flatlander, he found the local customs quite different.
همانطور که یک فرد هموار زمین بود، رسوم محلی را بسیار متفاوت یافت.
the flatlander was amazed by the breathtaking views.
فرد هموار زمین تحت تأثیر مناظر خیره کننده قرار گرفت.
many flatlanders visit the mountains for skiing.
بسیاری از افراد هموار زمین برای اسکی به کوهستان سفر می کنند.
flatlanders often have a hard time with the terrain.
افراد هموار زمین اغلب در مقابله با زمین مشکل دارند.
she felt like a flatlander in the bustling city.
او در شهر شلوغ مانند یک فرد هموار زمین احساس می کرد.
flatlanders tend to underestimate mountain weather.
افراد هموار زمین معمولاً هواشناسی کوهستانی را دست کم می گیرند.
the flatlander learned to appreciate the local wildlife.
فرد هموار زمین یاد گرفت که حیات وحش محلی را ارزیابی کند.
being a flatlander, he found hiking quite challenging.
همانطور که یک فرد هموار زمین بود، پیاده روی را بسیار چالش برانگیز یافت.
flatlanders often bring their own food when camping.
افراد هموار زمین اغلب غذاهای خود را هنگام کمپینگ با خود می آورند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید