flavourful dish
غذای خوشمزه
flavourful sauce
سس خوشمزه
flavourful meal
وعده غذایی خوشمزه
flavourful soup
سوپ خوشمزه
flavourful spice
ادویه خوشمزه
flavourful beverage
نوشیدنی خوشمزه
flavourful dessert
دسر خوشمزه
flavourful recipe
دستور غذای خوشمزه
flavourful ingredient
مواد خوشمزه
flavourful snack
میان وعده خوشمزه
the dish was incredibly flavourful, bursting with spices.
غذا فوق العاده خوشمزه بود و با ادویه جات پر شده بود.
she loves flavourful foods from different cultures.
او عاشق غذاهای خوشمزه از فرهنگ های مختلف است.
a flavourful sauce can elevate any meal.
یک سس خوشمزه می تواند هر وعده غذایی را ارتقا دهد.
they served a flavourful soup that warmed us up.
آنها سوپی خوشمزه سرو کردند که ما را گرم کرد.
flavourful herbs can transform a simple dish.
گیاهان معطر می توانند یک غذای ساده را متحول کنند.
his cooking is known for being flavourful and satisfying.
پخت و پز او به خاطر خوشمزه و سیر کننده بودن مشهور است.
we enjoyed a flavourful meal at the new restaurant.
ما از یک وعده غذایی خوشمزه در رستوران جدید لذت بردیم.
flavourful snacks are perfect for movie nights.
میان وعده های خوشمزه برای شب های تماشای فیلم عالی هستند.
the chef created a flavourful dish that impressed everyone.
سرآشپز غذایی خوشمزه درست کرد که همه را تحت تاثیر قرار داد.
she prefers flavourful teas over plain ones.
او ترجیح می دهد چای های خوشمزه را به چای های ساده تر.
flavourful dish
غذای خوشمزه
flavourful sauce
سس خوشمزه
flavourful meal
وعده غذایی خوشمزه
flavourful soup
سوپ خوشمزه
flavourful spice
ادویه خوشمزه
flavourful beverage
نوشیدنی خوشمزه
flavourful dessert
دسر خوشمزه
flavourful recipe
دستور غذای خوشمزه
flavourful ingredient
مواد خوشمزه
flavourful snack
میان وعده خوشمزه
the dish was incredibly flavourful, bursting with spices.
غذا فوق العاده خوشمزه بود و با ادویه جات پر شده بود.
she loves flavourful foods from different cultures.
او عاشق غذاهای خوشمزه از فرهنگ های مختلف است.
a flavourful sauce can elevate any meal.
یک سس خوشمزه می تواند هر وعده غذایی را ارتقا دهد.
they served a flavourful soup that warmed us up.
آنها سوپی خوشمزه سرو کردند که ما را گرم کرد.
flavourful herbs can transform a simple dish.
گیاهان معطر می توانند یک غذای ساده را متحول کنند.
his cooking is known for being flavourful and satisfying.
پخت و پز او به خاطر خوشمزه و سیر کننده بودن مشهور است.
we enjoyed a flavourful meal at the new restaurant.
ما از یک وعده غذایی خوشمزه در رستوران جدید لذت بردیم.
flavourful snacks are perfect for movie nights.
میان وعده های خوشمزه برای شب های تماشای فیلم عالی هستند.
the chef created a flavourful dish that impressed everyone.
سرآشپز غذایی خوشمزه درست کرد که همه را تحت تاثیر قرار داد.
she prefers flavourful teas over plain ones.
او ترجیح می دهد چای های خوشمزه را به چای های ساده تر.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید