flays critics
منتقدان را مورد انتقاد قرار میدهد
flays opponents
حریفان را مورد انتقاد قرار میدهد
flays rivals
رقبا را مورد انتقاد قرار میدهد
flays policies
خط مشی ها را مورد انتقاد قرار میدهد
flays decisions
تصمیمات را مورد انتقاد قرار میدهد
flays actions
اقدامات را مورد انتقاد قرار میدهد
flays statements
اظهارات را مورد انتقاد قرار میدهد
flays performances
عملکردها را مورد انتقاد قرار میدهد
flays practices
روش ها را مورد انتقاد قرار میدهد
flays ideas
ایده ها را مورد انتقاد قرار میدهد
the chef flays the fish expertly before cooking it.
سرآشپز قبل از پختن آن، ماهی را به طور ماهرانه پوست میکند.
he flays the fabric to create a unique design.
او پارچه را برای ایجاد یک طرح منحصر به فرد پوست میکند.
the critic flays the movie for its poor plot.
منتقد فیلم را به دلیل طرح ضعیف آن مورد انتقاد قرار میدهد.
she flays the wall to prepare for painting.
او دیوار را برای آماده شدن برای نقاشی پوست میکند.
the lawyer flays the witness during cross-examination.
وکیل در جریان بازجویی، شاهد را مورد بازرسی قرار میدهد.
they flay the old paint off the furniture.
آنها رنگ قدیمی را از روی مبلمان پاک میکنند.
the author flays the government in his latest book.
نویسنده در آخرین کتاب خود، دولت را مورد انتقاد قرار میدهد.
he flays the skin off the vegetables before cooking.
او پوست سبزیجات را قبل از پختن آن پوست میکند.
the artist flays the canvas to create texture.
هنرمند بوم را برای ایجاد بافت، خراش میدهد.
the coach flays the players for their lack of effort.
مربی بازیکنان را به دلیل نداشتن تلاش مورد انتقاد قرار میدهد.
flays critics
منتقدان را مورد انتقاد قرار میدهد
flays opponents
حریفان را مورد انتقاد قرار میدهد
flays rivals
رقبا را مورد انتقاد قرار میدهد
flays policies
خط مشی ها را مورد انتقاد قرار میدهد
flays decisions
تصمیمات را مورد انتقاد قرار میدهد
flays actions
اقدامات را مورد انتقاد قرار میدهد
flays statements
اظهارات را مورد انتقاد قرار میدهد
flays performances
عملکردها را مورد انتقاد قرار میدهد
flays practices
روش ها را مورد انتقاد قرار میدهد
flays ideas
ایده ها را مورد انتقاد قرار میدهد
the chef flays the fish expertly before cooking it.
سرآشپز قبل از پختن آن، ماهی را به طور ماهرانه پوست میکند.
he flays the fabric to create a unique design.
او پارچه را برای ایجاد یک طرح منحصر به فرد پوست میکند.
the critic flays the movie for its poor plot.
منتقد فیلم را به دلیل طرح ضعیف آن مورد انتقاد قرار میدهد.
she flays the wall to prepare for painting.
او دیوار را برای آماده شدن برای نقاشی پوست میکند.
the lawyer flays the witness during cross-examination.
وکیل در جریان بازجویی، شاهد را مورد بازرسی قرار میدهد.
they flay the old paint off the furniture.
آنها رنگ قدیمی را از روی مبلمان پاک میکنند.
the author flays the government in his latest book.
نویسنده در آخرین کتاب خود، دولت را مورد انتقاد قرار میدهد.
he flays the skin off the vegetables before cooking.
او پوست سبزیجات را قبل از پختن آن پوست میکند.
the artist flays the canvas to create texture.
هنرمند بوم را برای ایجاد بافت، خراش میدهد.
the coach flays the players for their lack of effort.
مربی بازیکنان را به دلیل نداشتن تلاش مورد انتقاد قرار میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید