fleahopper

[ایالات متحده]/ˈfliːˌhɒpə/
[بریتانیا]/ˈfliˌhɑpər/

ترجمه

n. حشره کور یا نوعی حشره که آفتی بر روی محصولات مانند پنبه است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fleahopper control

کنترل ساسه

fleahopper damage

آسیب ساسه

fleahopper species

گونه‌های ساسه

fleahopper infestation

آلودگی ساسه

fleahopper population

جمعیت ساسه

fleahopper monitoring

نظارت بر ساسه

fleahopper management

مدیریت ساسه

fleahopper outbreak

شیوع ساسه

fleahopper research

تحقیقات در مورد ساسه

fleahopper trap

تله ساسه

جملات نمونه

the fleahopper is known for its jumping ability.

خرک‌کش‌ها به توانایی پرشی خود معروف هستند.

farmers often struggle with fleahopper infestations.

کشاورزان اغلب با آفت خرک‌کش‌ها دست و پنجه نرم می‌کنند.

fleahoppers can damage crops significantly.

خرک‌کش‌ها می‌توانند آسیب قابل توجهی به محصولات وارد کنند.

controlling fleahopper populations is crucial for farmers.

کنترل جمعیت خرک‌کش‌ها برای کشاورزان بسیار مهم است.

researchers study fleahopper behavior in detail.

محققان رفتار خرک‌کش‌ها را به طور مفصل مطالعه می‌کنند.

the life cycle of a fleahopper is fascinating.

چرخه زندگی یک خرک‌کش جذاب است.

fleahoppers can be found in various habitats.

خرک‌کش‌ها را می‌توان در زیستگاه‌های مختلف یافت.

many pesticides target fleahopper populations.

بسیاری از سموم دفع آفات بر روی جمعیت خرک‌کش‌ها هدف قرار می‌گیرند.

monitoring for fleahoppers is essential during the growing season.

نظارت بر خرک‌کش‌ها در طول فصل رویش ضروری است.

fleahoppers often hide in dense vegetation.

خرک‌کش‌ها اغلب در پوشش گیاهی متراکم پنهان می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید