fleetness

[ایالات متحده]/ˈfliːtnəs/
[بریتانیا]/ˈfliːtnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چابکی؛ سرعت؛ زودگذر؛ گذرایی

عبارات و ترکیب‌ها

fleetness of foot

چابکی پا

fleetness in action

چابکی در عمل

fleetness of mind

چابکی ذهن

fleetness of movement

چابکی حرکت

fleetness on land

چابکی در زمین

fleetness of thought

چابکی فکر

fleetness of spirit

چابکی روح

fleetness in response

چابکی در پاسخ

fleetness of action

چابکی در عمل

fleetness in movement

چابکی حرکت

جملات نمونه

the fleetness of the cheetah is unmatched in the animal kingdom.

سرعت cheetah بی‌نظیر است در پادشاهی حیوانات.

his fleetness allowed him to outrun all his competitors.

سرعت او به او اجازه داد تا از تمام رقبای خود پیشی بگیرد.

she admired the fleetness with which he completed the marathon.

او با سرعتی که او ماراتن را با آن به پایان رساند، تحسین کرد.

fleetness of thought is crucial in a fast-paced environment.

سرعت تفکر در یک محیط پرشتاب بسیار مهم است.

the fleetness of the train surprised the passengers.

سرعت قطار مسافران را شگفت زده کرد.

with fleetness, the dancer moved across the stage.

با سرعت، رقصنده روی صحنه حرکت کرد.

his fleetness in responding to questions impressed everyone.

سرعت او در پاسخ دادن به سؤالات همه را تحت تأثیر قرار داد.

the fleetness of the software updates keeps users satisfied.

سرعت به‌روزرسانی نرم‌افزار کاربران را راضی نگه می‌دارد.

they praised the fleetness of the delivery service.

آنها از سرعت خدمات تحویل تحسین کردند.

in sports, fleetness often determines the winner.

در ورزش، سرعت اغلب تعیین کننده برنده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید