flemish

[ایالات متحده]/ˈflemiʃ/
[بریتانیا]/ˈflɛmɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا زبانی که از فلاندرز نشأت می‌گیرد
adj. مربوط به فلاندرز یا مردم و زبان آن

عبارات و ترکیب‌ها

Flemish painter

نقاش فلامینگ

Flemish cuisine

آشپزی فلامینگ

جملات نمونه

Flemish art is known for its intricate details and vibrant colors.

هنر фламанд مشخص است به جزئیات پیچیده و رنگ‌های زنده.

She is studying Flemish literature at the university.

او در حال تحصیل در ادبیات фламанд در دانشگاه است.

The Flemish government is investing in renewable energy sources.

دولت фламанд در حال سرمایه گذاری در منابع انرژی تجدیدپذیر است.

He speaks Flemish fluently because he grew up in Belgium.

او фламанд را به طور روان صحبت می کند زیرا در بلژیک بزرگ شده است.

The Flemish region is famous for its delicious chocolates and waffles.

منطقه фламанд به خاطر شکلات های خوشمزه و وافل هایش مشهور است.

The Flemish community celebrates traditional festivals with great enthusiasm.

جامعه фламанд جشن های سنتی را با شور و شوق فراوان جشن می گیرد.

Flemish architecture is characterized by its ornate facades and intricate carvings.

معماری фламанд با نمای مجلل و حکاکی های پیچیده اش مشخص می شود.

She learned how to cook traditional Flemish dishes from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه غذاهای سنتی фламанд را از مادربزرگش بپزد.

The Flemish language is one of the official languages of Belgium.

زبان фламанд یکی از زبان های رسمی بلژیک است.

The Flemish community is known for its strong cultural heritage and traditions.

جامعه фламанд به خاطر میراث فرهنگی و سنت های قوی اش شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید