flemishes

[ایالات متحده]/ˈflɛmɪʃɪz/
[بریتانیا]/ˈflɛmɪʃɪz/

ترجمه

n. شخصی از فلاندر\nadj. مربوط به فلاندر یا مردم آن

عبارات و ترکیب‌ها

flemishes appear

ظهور فلمیش‌ها

flemishes detected

تشخیص فلمیش‌ها

flemishes removed

حذف فلمیش‌ها

flemishes noted

یادداشت فلمیش‌ها

flemishes identified

شناسایی فلمیش‌ها

flemishes fixed

رفع مشکل فلمیش‌ها

flemishes highlighted

تاکید بر فلمیش‌ها

flemishes analyzed

تجزیه و تحلیل فلمیش‌ها

flemishes observed

مشاهده فلمیش‌ها

flemishes assessed

ارزیابی فلمیش‌ها

جملات نمونه

she tried to cover up her flemishes with makeup.

او سعی کرد جایگزینی های خود را با آرایش بپوشاند.

his flemishes were visible in the bright light.

جایگزینی های او در نور روشن قابل مشاهده بود.

we need to address the flemishes in the report before submission.

ما باید قبل از ارسال گزارش به جایگزینی ها رسیدگی کنیم.

she accepted her flemishes as part of her unique beauty.

او جایگزینی های خود را بخشی از زیبایی منحصر به فردش پذیرفت.

his flemishes did not diminish his talent.

جایگزینی های او از استعدادش نکاهاند.

they worked together to fix the flemishes in the design.

آنها برای رفع جایگزینی ها در طراحی با هم همکاری کردند.

her flemishes were a topic of conversation among friends.

جایگزینی های او موضوع بحث بین دوستان بود.

it's important to recognize and accept our flemishes.

شناخت و پذیرش جایگزینی های ما مهم است.

the artist embraced the flemishes in his work.

هنرمند جایگزینی ها را در کار خود پذیرفت.

she learned to love her flemishes over time.

او در طول زمان یاد گرفت که جایگزینی های خود را دوست داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید