flexes muscles
انعطاف عضلات
flexes options
انعطاف گزینه ها
flexes rules
انعطاف قوانین
flexes power
انعطاف قدرت
flexes skills
انعطاف مهارت ها
flexes creativity
انعطاف خلاقیت
flexes limits
انعطاف محدودیت ها
flexes strength
انعطاف قدرت
flexes ideas
انعطاف ایده ها
flexes capabilities
انعطاف قابلیت ها
the athlete flexes his muscles before the competition.
ورزشکار عضلات خود را قبل از مسابقه نشان میدهد.
she flexes her creativity when designing new products.
او خلاقیت خود را هنگام طراحی محصولات جدید به نمایش میگذارد.
the teacher flexes her teaching style to accommodate different learners.
معلم سبک تدریس خود را برای انطباق با یادگیرندگان مختلف تطبیق میدهد.
he flexes his negotiation skills during business meetings.
او مهارتهای مذاکره خود را در جلسات تجاری به نمایش میگذارد.
the company flexes its marketing strategies to stay competitive.
شرکت استراتژیهای بازاریابی خود را برای حفظ رقابت نشان میدهد.
the musician flexes his talent in various genres.
موسیقیدان استعداد خود را در ژانرهای مختلف به نمایش میگذارد.
she flexes her leadership abilities in challenging situations.
او تواناییهای رهبری خود را در شرایط چالشبرانگیز به نمایش میگذارد.
he flexes his knowledge of history during the discussion.
او دانش خود از تاریخ را در طول بحث به نمایش میگذارد.
the software flexes its capabilities to meet user demands.
نرمافزار قابلیتهای خود را برای پاسخگویی به نیازهای کاربر نشان میدهد.
she flexes her problem-solving skills to overcome obstacles.
او مهارتهای حل مسئله خود را برای غلبه بر موانع به نمایش میگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید