flexibiliser

[ایالات متحده]/ˈfleksɪbɪlaɪzə/
[بریتانیا]/ˈfleksɪbɪlaɪzɚ/

ترجمه

v. سبب می‌شود که انعطاف‌پذیر شود؛ انعطاف‌پذیری به آن می‌دهد؛ آن را قابل تطبیق‌تر می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

flexibiliser policy

سیاست انعطاف‌پذیری

flexibilisers allow

انعطاف‌پذیرها امکان می‌دهند

flexibilisers help

انعطاف‌پذیرها کمک می‌کنند

flexibiliser effect

اثر انعطاف‌پذیری

flexibilisers enable

انعطاف‌پذیرها امکان‌پذیر می‌کنند

flexibilisers support

انعطاف‌پذیرها حمایت می‌کنند

جملات نمونه

we need to flexibiliser our work hours to improve productivity.

لازم است ساعات کار ما را انعطاف‌پذیر کنیم تا بهره‌وری را بهبود بخشیم.

the manager decided to flexibiliser the strict dress code.

مدیر تصمیم گرفت کد گذاری سختگیرانه را انعطاف‌پذیر کند.

it is crucial to flexibiliser the budget during a crisis.

در زمان بحران، اصلاح بودجه بسیار حائز اهمیت است.

the company plans to flexibiliser the remote work policy.

شرکت قصد دارد قانون کار از راه دور را انعطاف‌پذیر کند.

we must flexibiliser the curriculum to include modern topics.

ما باید محتوای درسی را به گونه‌ای تغییر دهیم که موضوعات مدرن را شامل شود.

they aim to flexibiliser the supply chain management system.

هدف آن‌ها اصلاح سیستم مدیریت زنجیره تأمین است.

the goal is to flexibiliser the entry requirements for students.

هدف اصلاح شرایط ورود برای دانشجویان است.

you should flexibiliser your approach to problem solving.

شما باید رویکرد خود را در حل مسائل انعطاف‌پذیر کنید.

the bank intends to flexibiliser its loan repayment options.

بانک قصد دارد گزینه‌های بازپرداخت وام خود را انعطاف‌پذیر کند.

we need to flexibiliser the legal framework for startups.

لازم است چارچوب قانونی برای شرکت‌های نوپا را انعطاف‌پذیر کنیم.

it helps to flexibiliser the shift schedules for employees.

انعطاف‌پذیر کردن برنامه‌های کاری کارکنان مفید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید