suppleness

[ایالات متحده]/'sʌplnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خاصیت آسان خم شدن، مطیع بودن یا انعطاف پذیر بودن.

جملات نمونه

This exercise develops suppleness as opposed to strength.

این تمرین باعث افزایش انعطاف‌پذیری به جای قدرت می‌شود.

can endue cotton and its blends with good suppleness tenderness and chubbiness handle.

می‌تواند پنبه و ترکیبات آن را با انعطاف‌پذیری، لطافت و مقاومت خوبی همراه کند.

Yoga can help improve flexibility and suppleness.

یوگا می‌تواند به بهبود انعطاف‌پذیری و انعطاف‌پذیری کمک کند.

Dancers need to maintain their suppleness through regular stretching.

رقصندگان باید از طریق کشش منظم، انعطاف‌پذیری خود را حفظ کنند.

Regular exercise can help maintain joint suppleness.

ورزش منظم می‌تواند به حفظ انعطاف‌پذیری مفاصل کمک کند.

The gymnast's suppleness allowed her to perform difficult routines with ease.

انعطاف‌پذیری ژیمناست به او اجازه داد تا روتین‌های دشوار را با سهولت انجام دهد.

Pilates is known for improving core strength and suppleness.

پیلاتس به دلیل بهبود قدرت مرکزی و انعطاف‌پذیری شناخته شده است.

The cat moved with remarkable suppleness and grace.

گربه با انعطاف‌پذیری و ظرافت قابل توجهی حرکت کرد.

Stretching exercises can enhance muscle suppleness.

تمرینات کششی می‌توانند انعطاف‌پذیری عضلات را افزایش دهند.

Athletes often work on their suppleness to prevent injuries.

ورزشکاران اغلب روی انعطاف‌پذیری خود کار می‌کنند تا از آسیب‌دیدگی جلوگیری کنند.

A good warm-up routine can help increase suppleness before a workout.

یک روتین گرم کردن خوب می‌تواند به افزایش انعطاف‌پذیری قبل از تمرین کمک کند.

Gymnasts need a combination of strength and suppleness to excel in their sport.

ژیمناست‌ها برای برتری در ورزش خود به ترکیبی از قدرت و انعطاف‌پذیری نیاز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید