flier

[ایالات متحده]/'flaɪə/
[بریتانیا]/'flaɪɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خلبان یک هواپیما؛ وسیله‌ای که با سرعت‌های بالا حرکت می‌کند.

جملات نمونه

fliers who left the services for civvy airlines.

خلبانانی که خدمات را برای خطوط هوایی غیرنظامی ترک کردند.

The flier is flying a new-type jet plane on trial.

خلبان یک هواپیمای جت جدید تیپ را در حال آزمایش در حال پرواز است.

The flier flew a new-type jet plane.

خلبان یک هواپیمای جت جدید تیپ را پرواز داد.

business fliers who travel 100,000 miles or more per year.

مسافران تجاری که سالانه بیش از 100000 مایل سفر می کنند.

The common, or northern, pintail (A. acuta), widespread in the Northern Hemisphere, is a long-distance flier;

اردک نیلوفری شمالی (A. acuta) که در نیمکره شمالی گسترده است، یک پرنده مهاجر دوربرد است;

She handed out fliers promoting the new restaurant.

او برگه هایی را برای تبلیغ رستوران جدید توزیع کرد.

The flier advertised a summer sale at the clothing store.

برگه تبلیغاتی حراج تابستانی در فروشگاه لباس را تبلیغ می کرد.

He is a frequent flier due to his job requiring constant travel.

او یک مسافر پرواز مکرر است زیرا شغلش مستلزم سفر مداوم است.

The flier contained information about the upcoming concert.

برگه حاوی اطلاعاتی در مورد کنسرت آینده بود.

She designed a colorful flier for the charity event.

او یک برگه رنگارنگ برای رویداد خیریه طراحی کرد.

The flier in the mailbox advertised a local gym membership deal.

برگه در صندوق پستی یک پیشنهاد عضویت در باشگاه محلی را تبلیغ می کرد.

He picked up a flier for a language school while walking through the city.

او در حالی که از شهر عبور می کرد، یک برگه برای یک مدرسه زبان برداشت.

The flier highlighted the benefits of joining the book club.

برگه مزایای عضویت در باشگاه کتاب را برجسته کرد.

As a frequent flier, she has accumulated many airline miles.

به عنوان یک مسافر پرواز مکرر، او مایلان هوایی زیادی جمع کرده است.

The flier announced auditions for the upcoming play.

برگه اعلامیه تست بازیگری برای نمایش آینده را منتشر کرد.

نمونه‌های واقعی

Compared to seabirds, honey creepers are poor fliers.

در مقایسه با پرندگان دریایی، شهدبازان پرواز ضعیفی هستند.

منبع: "BBC Documentary: The South Pacific"

But he didn't read the flier!

اما او بروشور را نخواند!

منبع: Modern Family Season 6

You didn't see the flier? - No!

آیا بروشور را ندیدی؟ - نه!

منبع: Modern Family Season 6

I chose his launch because I heard that she was a flier.

من پرتاب او را انتخاب کردم زیرا شنیدم که او یک خلبان است.

منبع: The Sign of the Four

Though they're adept fliers, these birds typically overwinter in South America.

اگرچه آنها خلبانان ماهری هستند، این پرندگان معمولاً در آمریکای جنوبی زمستان می گذرانند.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

" Mosquitoes happen to be weak fliers, unable to contend with even a gentle breeze."

"پشه ها خلبانان ضعیفی هستند و نمی توانند حتی با یک نسیم ملایم مقابله کنند."

منبع: New York Times

Here's the customer I've been waiting for. Carlos, I see you got my flier.

این مشتری مورد نظر من است. کارلوس، می‌بینم که بروشور من را گرفته‌اید.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

The Days invite expert fliers to come share their love for kites with locals and visitors.

روزها از خلبانان ماهر دعوت می‌کنند تا عشق خود را به بادبادک‌ها با مردم محلی و گردشگران به اشتراک بگذارند.

منبع: VOA Special May 2018 Collection

Since always. It was on the flier.

همیشه. این روی بروشور بود.

منبع: Modern Family Season 6

Someone put up a flier of me on campus.

کسی یک بروشور از من در محوطه دانشگاه نصب کرد.

منبع: Out of Control Season 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید