floricultural

[ایالات متحده]/ˌflɒrɪˈkʌltʃərəl/
[بریتانیا]/ˌflɔːrɪˈkʌltʃərəl/

ترجمه

adj. مربوط به پرورش گل‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

floricultural practices

روش‌های گلخانه

floricultural industry

صنعت گلخانه

floricultural research

تحقیقات گلخانه

floricultural products

محصولات گلخانه

floricultural science

علم گلخانه

floricultural techniques

تکنیک‌های گلخانه

floricultural exports

صادرات گلخانه

floricultural education

آموزش گلخانه

floricultural events

رویدادهای گلخانه

floricultural trends

روندهای گلخانه

جملات نمونه

floricultural practices can greatly enhance urban landscapes.

روش‌های گلخانه می‌توانند چشم‌اندازهای شهری را به‌طور قابل‌توجهی ارتقا دهند.

many floricultural businesses focus on sustainable growing methods.

بسیاری از مشاغل گلخانه‌ای بر روش‌های کشت پایدار تمرکز دارند.

floricultural exhibitions attract visitors from all over the world.

نمایشگاه‌های گلخانه‌ای بازدیدکنندگان را از سرتاسر جهان جذب می‌کنند.

she studied floricultural science at the university.

او علم گلخانه را در دانشگاه مطالعه کرد.

floricultural therapy is used to improve mental health.

درمان گلخانه‌ای برای بهبود سلامت روان استفاده می‌شود.

he is an expert in floricultural design and landscaping.

او یک متخصص در طراحی گلخانه‌ای و محوطه‌سازی است.

floricultural research helps develop new flower varieties.

تحقیقات گلخانه‌ای به توسعه انواع جدید گل کمک می‌کند.

she runs a successful floricultural business in the city.

او یک کسب و کار گلخانه‌ای موفق در شهر راه‌اندازی کرده است.

floricultural education programs are essential for future growers.

برنامه‌های آموزشی گلخانه‌ای برای پرورش‌دهندگان آینده ضروری هستند.

floricultural trends can influence wedding and event planning.

روندهای گلخانه‌ای می‌توانند بر برنامه‌ریزی عروسی و رویدادها تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید