fluffier

[ایالات متحده]/ˈflʌfiə/
[بریتانیا]/ˈflʌfier/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شکل مقایسه‌ای از پفی؛ داشتن بافتی نرم، سبک و هوادار

عبارات و ترکیب‌ها

fluffier pillows

بالش‌های پف‌دارتر

fluffier cake

کیک پف‌دارتر

fluffier clouds

ابر‌های پف‌دارتر

fluffier yarn

نخ پف‌دارتر

fluffier hair

موهای پف‌دارتر

fluffier pancakes

پنکیک‌های پف‌دارتر

fluffier cookies

کیک‌های پف‌دارتر

fluffier bread

نان پف‌دارتر

fluffier blankets

پتوهای پف‌دارتر

fluffier stuffing

پر کردن پف‌دارتر

جملات نمونه

the cake turned out fluffier than i expected.

کیک از آنچه انتظار داشتم پفکی‌تر از آب درآمد.

my new pillow is much fluffier than the old one.

بالشت جدید من خیلی پفکی‌تر از بالش قدیمی است.

she prefers fluffier blankets for the winter.

او پتوهای پفکی‌تر را برای زمستان ترجیح می‌دهد.

the whipped cream is fluffier after beating it longer.

خامه فرم گرفته بعد از هم زدن بیشتر پفکی‌تر می‌شود.

he always wants his pancakes fluffier.

او همیشه می‌خواهد پنکیک‌هایش پفکی‌تر باشند.

fluffier hair can give you a more voluminous look.

موهای پفکی‌تر می‌توانند به شما ظاهری حجیم‌تر بدهند.

the new fabric feels fluffier and softer.

پارچه جدید پفکی‌تر و نرم‌تر به نظر می‌رسد.

to achieve fluffier rice, add more water while cooking.

برای داشتن برنج پفکی‌تر، هنگام پخت آب بیشتری اضافه کنید.

she added more flour to make the dough fluffier.

او برای پفکی‌تر شدن خمیر، آرد بیشتری اضافه کرد.

his jokes are fluffier than they are funny.

نکندهای او پفکی‌تر از اینکه خنده‌دار باشند، هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید