fluffier pillows
بالشهای پفدارتر
fluffier cake
کیک پفدارتر
fluffier clouds
ابرهای پفدارتر
fluffier yarn
نخ پفدارتر
fluffier hair
موهای پفدارتر
fluffier pancakes
پنکیکهای پفدارتر
fluffier cookies
کیکهای پفدارتر
fluffier bread
نان پفدارتر
fluffier blankets
پتوهای پفدارتر
fluffier stuffing
پر کردن پفدارتر
the cake turned out fluffier than i expected.
کیک از آنچه انتظار داشتم پفکیتر از آب درآمد.
my new pillow is much fluffier than the old one.
بالشت جدید من خیلی پفکیتر از بالش قدیمی است.
she prefers fluffier blankets for the winter.
او پتوهای پفکیتر را برای زمستان ترجیح میدهد.
the whipped cream is fluffier after beating it longer.
خامه فرم گرفته بعد از هم زدن بیشتر پفکیتر میشود.
he always wants his pancakes fluffier.
او همیشه میخواهد پنکیکهایش پفکیتر باشند.
fluffier hair can give you a more voluminous look.
موهای پفکیتر میتوانند به شما ظاهری حجیمتر بدهند.
the new fabric feels fluffier and softer.
پارچه جدید پفکیتر و نرمتر به نظر میرسد.
to achieve fluffier rice, add more water while cooking.
برای داشتن برنج پفکیتر، هنگام پخت آب بیشتری اضافه کنید.
she added more flour to make the dough fluffier.
او برای پفکیتر شدن خمیر، آرد بیشتری اضافه کرد.
his jokes are fluffier than they are funny.
نکندهای او پفکیتر از اینکه خندهدار باشند، هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید