flunking out
ترک تحصیل
flunking tests
نمرهی پایین در آزمونها
flunking grades
افت تحصیلی
flunking classes
ترک کلاسها
flunking exams
نمرهی پایین در امتحان
flunking school
ترک مدرسه
flunking subjects
نمرهی پایین در دروس
flunking assignments
نمرهی پایین در تکالیف
flunking courses
ترک دروس
he is worried about flunking his math class.
او نگران مردن در کلاس ریاضی خود است.
flunking the exam could delay her graduation.
موفق نشدن در امتحان می تواند فارغ التحصیلی او را به تعویق بیندازد.
many students fear flunking their final tests.
بسیاری از دانش آموزان از مردن در آزمون های نهایی خود می ترسند.
she studied hard to avoid flunking any subjects.
او سخت مطالعه کرد تا از مردن در هر درسی جلوگیری کند.
flunking out of school was not an option for him.
مردن از مدرسه برای او یک گزینه نبود.
his parents are concerned about him flunking.
والدینش نگران مردن او هستند.
flunking a course can affect your gpa significantly.
موفق نشدن در یک درس می تواند به طور قابل توجهی بر معدل شما تأثیر بگذارد.
she felt devastated after flunking the important exam.
او بعد از مردن در امتحان مهم احساس ویرانی کرد.
to avoid flunking, he sought help from a tutor.
برای جلوگیری از مردن، او از یک معلم خصوصی کمک گرفت.
flunking can sometimes motivate students to work harder.
مردن گاهی اوقات می تواند دانشجویان را به تلاش بیشتر ترغیب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید