underperforming team
تیم کمعملکرد
underperforming assets
داراییهای کمعملکرد
underperforming students
دانشجویان کمعملکرد
underperforming sectors
بخشهای کمعملکرد
underperforming brands
برندهای کمعملکرد
underperforming products
محصولات کمعملکرد
underperforming investments
سرمایهگذاریهای کمعملکرد
underperforming employees
کارمندانی که عملکرد خوبی ندارند
underperforming markets
بازارهای کمعملکرد
underperforming projects
پروژههای کمعملکرد
the team is underperforming this quarter.
تیم در این فصل عملکرد ضعیفی دارد.
we need to address the underperforming sectors of the business.
ما باید به بخشهای عملکرد ضعیف کسب و کار رسیدگی کنیم.
his underperforming sales figures are a concern.
اعداد فروش ضعیف او نگران کننده است.
they are working to improve underperforming employees.
آنها در تلاشند تا عملکرد کارمندان ضعیف را بهبود بخشند.
underperforming investments can hurt the overall portfolio.
سرمایهگذاریهای ضعیف میتوانند به کل سبد سرمایهگذاری آسیب برسانند.
the coach is worried about the underperforming players.
مربی نگران بازیکنان عملکرد ضعیف است.
underperforming products need to be reviewed.
محصولات با عملکرد ضعیف باید مورد بررسی قرار گیرند.
they implemented new strategies to tackle underperforming teams.
آنها استراتژیهای جدیدی برای مقابله با تیمهای با عملکرد ضعیف اجرا کردند.
identifying underperforming areas can lead to improvement.
شناسایی زمینههای عملکرد ضعیف میتواند منجر به بهبود شود.
she was assigned to help underperforming departments.
او برای کمک به دپارتمانهای با عملکرد ضعیف تعیین شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید