flurried

[ایالات متحده]/'flʌrɪ/
[بریتانیا]/'flɝi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت فعالیت شتابزده یا گیج‌کننده؛ یک وزش ناگهانی باد؛ طوفان گرمسیری
vt. موجب احساس وحشت یا هیجان شدن
vi. احساس وحشت یا هیجان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

in a flurry

در ازدحام

جملات نمونه

She was caught in a flurry of emotions.

او در میان انبوهی از احساسات گرفتار شد.

The flurry of snowflakes covered the entire town.

برف‌پاک‌ها کل شهر را پوشاندند.

He made a flurry of phone calls to finalize the deal.

او برای نهایی کردن معامله، تماس‌های تلفنی زیادی انجام داد.

The sudden flurry of activity caught everyone by surprise.

فعالیت ناگهانی غیرمنتظره همه را غافلگیر کرد.

A flurry of applause greeted the speaker at the end of the speech.

تشویق‌های فراوان در پایان سخنرانی، سخنران را در آغوش گرفت.

The news of the merger caused a flurry of excitement in the business world.

خبر ادغام باعث ایجاد هیجان فراوانی در دنیای کسب و کار شد.

She moved with a flurry of energy and enthusiasm.

او با انبوهی از انرژی و اشتیاق حرکت کرد.

The flurry of messages in the group chat made it hard to keep up.

پیام‌های فراوان در چت گروهی، پیگیری آن‌ها را دشوار می‌کرد.

The sudden flurry of wind knocked over the umbrella.

وزش ناگهانی باد باعث واژه‌خونی چتر شد.

The flurry of questions from the audience left the speaker momentarily speechless.

انبوه سوالات از سوی مخاطبان، سخنران را برای لحظه‌ای بی‌حرف کرد.

نمونه‌های واقعی

That story caused a flurry of press attention.

داستان باعث ایجاد هیاهوی زیادی در رسانه ها شد.

منبع: Listen to this 3 Advanced English Listening

In the afternoon there will be a flurry of snow.

بعد از ظهر، بارش برف به صورت پراکنده رخ خواهد داد.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

There was a flurry of activity around us.

اطراف ما، فعالیت های زیادی به طور پراکنده وجود داشت.

منبع: Twilight: Eclipse

Next, we have the word flurry.

بعد، ما کلمه "flurry" را داریم.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

Bumble's message of female empowerment earned it a flurry of positive press.

پیام توانمندسازی زنان بمبل، توجه رسانه ای مثبت زیادی را برای آن به ارمغان آورد.

منبع: Business Weekly

In his final hours as president Donald Trump issued a flurry of pardons.

در ساعات پایانی ریاست جمهوری خود، دونالد ترامپ دستور عفو متعددی صادر کرد.

منبع: The Economist (Summary)

Snow in flurries and swalls and snow banks.

برف به صورت پراکنده و توده ای و توده های برف.

منبع: Popular Science Essays

And here in Washington, White House officials have announced a flurry of diplomatic activity.

و در اینجا در واشنگتن، مقامات کاخ سفید از فعالیت دیپلماتیک زیادی خبر داده اند.

منبع: NPR News Summary May 2018 Collection

You'll see a boxer, all of a sudden start to throw a flurry of punches.

شما یک بوکسور را می بینید که ناگهان شروع به پرتاب مشت به صورت پراکنده می کند.

منبع: Listening Digest

We're also seeing a flurry of orders from Cabinet members governing their various jurisdictions.

ما همچنین شاهد دستورات متعددی از اعضای کابینه در حوزه های قضایی مختلف هستیم.

منبع: NPR News December 2020 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید