flycatcher

[ایالات متحده]/'flaɪkætʃə/
[بریتانیا]/'flaɪkætʃɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پرنده که مگس‌ها را شکار می‌کند؛ پرنده‌ای کوچک که حشره‌خوار است و منقاری عریض دارد و معمولاً حشرات را در هوا شکار می‌کند
Word Forms

جملات نمونه

Somebody reported a Verditer Flycatcher yesterday.

یک نفر گزارش داده بود که دیروز یک پرستوی سبز دیده‌اند.

The flycatcher perched on a branch, waiting for its prey.

پرستو روی شاخه‌ای نشسته بود و منتظر طعمه‌اش بود.

The flycatcher swiftly caught a fly in mid-air.

پرستو به سرعت یک مگس را در هوا گرفت.

The flycatcher's beak is perfectly adapted for catching insects.

منقار پرستو به طور کامل برای گرفتن حشرات مناسب است.

Many birdwatchers enjoy observing flycatchers in their natural habitat.

بسیاری از علاقه مندان به پرندگان از تماشای پرستوها در زیستگاه طبیعی خود لذت می برند.

The flycatcher's distinctive call can be heard throughout the forest.

صدای مشخصه پرستو را می توان در سراسر جنگل شنید.

The flycatcher's diet mainly consists of insects.

رژیم غذایی پرستو عمدتاً از حشرات تشکیل شده است.

During migration season, flycatchers travel long distances to reach their breeding grounds.

در فصل مهاجرت، پرستوها مسافت های طولانی را برای رسیدن به مناطق تولید مثل خود طی می کنند.

The flycatcher's nest is often well-hidden among the foliage.

لانه پرستو اغلب در میان پوشش گیاهی به خوبی پنهان است.

Bird enthusiasts set up feeders to attract flycatchers to their gardens.

علاقه مندان به پرندگان، طاقچه می گذارند تا پرستوها را به باغ های خود جذب کنند.

The flycatcher's agile movements make it an efficient predator of flying insects.

حرکات چابک پرستو آن را به یک شکارچی کارآمد حشرات پرنده تبدیل می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید