flyman

[ایالات متحده]/ˈflaɪ.mæn/
[بریتانیا]/ˈflaɪ.mæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. راننده کالسکه؛ شخصی که وسایل صحنه را مدیریت می‌کند
Word Forms
جمعflymen

عبارات و ترکیب‌ها

flyman club

باشگاه فلایمن

flyman show

نمایش فلایمن

flyman style

سبک فلایمن

flyman team

تیم فلایمن

flyman gear

تجهیزات فلایمن

flyman skills

مهارت‌های فلایمن

flyman tricks

ترفندهای فلایمن

flyman performance

اجرای فلایمن

flyman challenge

چالش فلایمن

flyman event

رویداد فلایمن

جملات نمونه

the flyman skillfully navigated the crowded market.

مرد پرنده با مهارت در بازار شلوغ حرکت کرد.

every flyman knows the best spots for catching fish.

هر مرد پرنده می‌داند بهترین مکان‌ها برای گرفتن ماهی کجاست.

as a flyman, he often shares tips with beginners.

به عنوان یک مرد پرنده، او اغلب نکات را با افراد مبتدی به اشتراک می‌گذارد.

the flyman demonstrated his casting technique to the group.

مرد پرنده تکنیک انداختن خود را به گروه نشان داد.

she admired the flyman's ability to read the water.

او توانایی مرد پرنده در خواندن آب را تحسین کرد.

during the competition, the flyman showed exceptional skill.

در طول مسابقه، مرد پرنده مهارت استثنایی از خود نشان داد.

the flyman prepared his gear meticulously before the trip.

مرد پرنده وسایل خود را قبل از سفر با دقت آماده کرد.

many aspiring anglers look up to the experienced flyman.

بسیاری از ماهیگیران مشتاق به مرد پرنده با تجربه نگاه می‌کنند.

the flyman shared his favorite fly patterns with us.

مرد پرنده الگوهای مورد علاقه خود را با ما به اشتراک گذاشت.

as a flyman, he enjoys the tranquility of nature.

به عنوان یک مرد پرنده، او از آرامش طبیعت لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید