focaccia

[ایالات متحده]/fəˈkætʃə/
[بریتانیا]/fəˈkɑːtʃə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نان تخت ایتالیایی که معمولاً با گیاهان و روغن زیتون روی آن پوشانده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

focaccia bread

نان فوکاچیا

herb focaccia

فوکاچیا با سبزیجات

focaccia recipe

دستور تهیه فوکاچیا

focaccia toppings

مواد روی فوکاچیا

focaccia sandwich

ساندویچ فوکاچیا

focaccia dough

خمیر فوکاچیا

rosemary focaccia

فوکاچیا با رزماری

focaccia slices

اسلایس‌های فوکاچیا

focaccia with olives

فوکاچیا با زیتون

focaccia breadsticks

چوب‌های نان فوکاچیا

جملات نمونه

i love to eat focaccia with olive oil.

من عاشق خوردن فوکاچیا با روغن زیتون هستم.

focaccia is a popular italian bread.

فوکاچیا یک نوع نان ایتالیایی محبوب است.

we enjoyed homemade focaccia at the restaurant.

ما از خوردن فوکاچیا خانگی در رستوران لذت بردیم.

she topped the focaccia with fresh herbs.

او فوکاچیا را با گیاهان تازه تزئین کرد.

focaccia can be served as an appetizer.

می‌توان فوکاچیا را به عنوان پیش‌غذا سرو کرد.

he baked a delicious focaccia for the party.

او یک فوکاچیا خوشمزه برای مهمانی پخت.

focaccia pairs well with soups and salads.

فوکاچیا با سوپ و سالاد خوب می‌آید.

they offered focaccia as part of the buffet.

آنها فوکاچیا را به عنوان بخشی از منوی غذا ارائه دادند.

focaccia is often enjoyed warm from the oven.

اغلب فوکاچیا را گرم از فر لذت می‌برند.

she learned to make focaccia from her grandmother.

او طرز تهیه فوکاچیا را از مادربزرگش یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید